طرح تشکیل بنیاد توسعه بهبهان توسط برادر عزیزم "فرزاد صدری" واکنش هایی متفاوت برانگیخته است. بعضی دوستان با توجه به دشواری هایی که تشکیل بنیاد در بهبهان دارد مخالفت ورزیده و بعضی دیگر که تعداد بیشتری داشته اند موافقت کرده اند منتهی همراه با یک سری جرح و تعدیل ها.
تشکیل هرگونه بنیادی از این دست قطعا و چه با نظر به وضعیت اداری – بوراکراتیک و چه با نظر به فرهنگ موجود در بهبهان و چه دشواری های مربوط به نوع کار عملی،با مشکلات مواجه خواهد بود.مسئله اینست که بیندیشیم راه کارهایی از این جنس چقدر ضروری است و چقدر می تواند نتیجه بخش باشد.اگر ضرورت و نتیجه بخشی مثبت داشت ولو مشکلات داشته باشد،در راه تحقق آن بکوشیم و اگر ضرورت و نتیجه بخشی مثبت نداشت از اقدام به ان چشم بپوشیم.
من با اجازه فرزاد صدری عزیز ضمن باز نویسی طرح ایشان و تقریری جدید،ضرورت ها و نتایج آن را بیان نموده و سر آخر پیشنهاداتی خواهم داد:
چرا تلاشهای چهار سال گذشته جمعی از وب نویسان بهبهانیدر به نتیجه رساندن این موضوع مهم بی ثمر شد ؟
خلاصه ای از اقداماتی که در این زمینه صورت گرفت و در جای خود اقدامات ارزشمندی نیز بود فهرست میشود تا شاید هم اندیشی ما راههای تازه ای را برای پیشبرد این موضوعفرا روی ما قرار دهد.
1- شاید اولین اقدام رسمی که جهت مطرح کردن حقوق ضایع شده بهبهان در بحث منابع نفتی آنانجام شد ، انتشار مقاله ای با نام " میدان جوانمردی بهبهان به نفت رسید " در سایت بشیر نذیر و بهبهان وب بود که با تلاشهای صادق آصفی این مقاله به مراکز و مراجع مختلف ارجاع داده شد تا شاید آنان نیز همنوا با ما حق خدادادی ما را فریاد بزنند .اما دریغ .....
بهبهان شهرستانی به قدمت تاریخ است،اما از این شهر باستانی کمتر نمادی باقی مانده که همراه با آهنگ توسعه بسیاری از این مظاهر نابود شده است.از طرف دیگر بهبهان اگرچه نمادهای تاریخی و باستانی خود را از دست داده اما کمتر نشانی هم از صنعتی شدن و یا رونق مکانیزه کشاورزی و یا بستر های لازم فرهنگی و گردشگری دارد...
هر که نقش خویشتن بیند در آب=برزگر باران و گازر آفتاب
مصاحبه همکار خوبمان آقای شکری نسب با آقای دره شوری عضو شورای شهر سردشت زیدون و نماینده ی آن شورا در شورای شهرستان عکس العملهای متفاوتی در پی داشت که جای تامل دارد.طبیعی است که عضو شورای هر شهری وظیفه دارد نسبت به ارتقاء چایگاه شهر خود تلاش نماید؛حال اگر اعضای شورای شهر ما از قافله پیشرفت عقب هستند و برای تغییرات بنیادین شهرستان طرح و برنامه ای ندارند،این دلیل نمی شود که افراد خلاق و وظیفه شناس از حق موکلین خود فاع نکنند.
بنده متاسفانه آن مطلب را ندیدم.اما به هر صورت بر کسی پوشیده نیست که...
از نظر شهرسازان شهر یک پدیدهزنده است.زاده می شود،رشد می کند،می بالد و گاهی نیز بیمار می شود،پس برای تدوین یک برنامه جامع باید گذشته و حال و آینده شهر راشناخت ، برای این شناخت باید از متخصصین در حوزه های مختلف استفاده کرد.معماران و شهر سازان کالبد شهر را سامان خواهند داد،پزشکان بهداشت شهر را ،نویسندگان و هنرمندان و دانشگاهیان فرهنگ شهر را،کار آفرینان و سرمایه داران اقتصاد شهر را ، مدیران شهری و اجتماعی کارکرد روان و حفظ حقوق شهروند را و شهروندان هسته اصلی برنامه،هدف برنامه،ناظر برنامه و یاوران اجرای برنامه خواهند بود.
میخواستم این سخنان را در قالب نظر در پست قبل که مربوط به شیوه های قرون وسطایی لایروبی و لجن برداری بستر آبخروار بود وارد کنم که بدلیل طولانی شدم ترجیح دادم بعنوان مطلبی به ضمیمه ی مطلب قبل،در پستی جداگانه این حرف ها را بگویم:
خانم سعادتی بزرگوار سپاس سبز مرا پذیرا باشید
نسبت به "صادق" و "صادق ها" لطف داشته اید،اما حقیقتا بهبهان خاموش ما و مردم خاموش تر از آن را نمی توان مثل همیشه دید و چیزی نگفت که این بار مساله بر سر سلامت همین مردمان خاموش و بی تفاوت است.در خصوص مساله ی لایروبی،حرف ها و اعتراض های درگوشی میان همین مردم زیاد است،اما کسی بازخواست نکرده از مسئولینی که بر صندلی های خود تکیه زده و می بینند چه بر سر بهبهان می آید و خاموش نشسته اند که سلامت مردم چقدر می ارزد؟؟..یا لااقل مسئولین امر اطلاع رسانی نمی کنند که از پیمانکاران و مسئولین طرح هایی اینچنینی که نتیجه ی درست عمل نکردنشان در سطح شهر را به کرّات دیده ایم،بازخواست کرده ایم و موانع راه را برای مردم معرفی کنند.