به قلم:مینو آصفی ((و اینک "خیالت تا امی" و یکی دیگر از تلواسه داران شعر محلی بهبهان))
داستان،داستان عاشقی است و شیدایی و شوریدگی سر و شوریده دلی و به قول خودش "کِلو گری"...
علت نوشتن این چند جمله ی کوتاه،خواندن و شیفته شدن با شعرهایی بود که روزگار پاک شهرم را به یادم می آورد؛چون:
شهر من همان شهریست که در کوچه پس کوچه هایش هنوز بوی "آش یِکووه"،"بلبل دَسی" و "نون تیری" می آید؛چون شهر من همانجاست که زادگاه کسانیست که قلب و روحشان برایش می تپد...
چون بهبهان من آنجاییست که "عباس سلطانی"،مرد بی ادعای سوخته دل و نغز گو و شیرین سخن،بی آنکه پدر و مادری بهبهانی داشته باشد،دلش برای بهبهان می تپد و چشمش برای ارگان پر اشک می شود.
به گزارش پایگاه خبری_تحلیلی "بهبهان تیوا":صبح دیروز چهارشنبه مورخ چهارم آذر تعدادی از خانواده های بیماران خاص بدلیل آنچه اعتراض و نارضایتی از وضع رسیدگی به این گروه از بیماران عنوان می شد و نیز دستور تخیله بیمارستان و نقل به مکانی دیگر در فرمانداری گرد آمدند و از مسئولین فرمانداری کمک خواستند.
بیماران خاص شهرستان بهبهان قریب به 5 سال است که در بیمارستان شهید زاده و در اطاقی نامناسب و نه در بخشی مجزا امور درمانی خود را کم و بیش پیگیری می کنند و اکنون بدلیل آنچه شیوع بیماری آنفلونزای نوع A از سوی مسئولین بیمارستان شهید زاده عنوان می گردد و بازگشت حجاج ، فشارهایی بر این قشر آسیب پذیر وارد آورده اند که هر چه زودتر بیمارستان را ترک نمایند...
بيش از 8 سال از شروع پروژه بيد بلند 2 در بهبهان ميگذرد. 8 سال از زماني كه نماينده وقت بهبهان ( آقاي شجاعپوريان ) با افتخار از گرفتن امتياز ساخت يك پالايشگاه جديد در حوزه شهرستان بهبهان خبر داد و تا آخرين روزهاي نمايندگي از آن به عنوان بزرگترين كاري كه ميتوانست در حق مردم بهبهان انجام دهد نام ميبرد ، مي گذرد. اين طرح تا كنون چند بار كلنگ زد شده است . در دستور طرحهاي تصويب شده سفرهاي استاني دولت نهم قرار دارد و نماينده فعلي بهبهان بر پيگيري اجراي و به انجام رساندن آن تاكيد دارد.
اهالي بهبهان با شنيدن اين خبر خوشحال بودند و خوشحال ماندند و روزهاي پر اميد را به انتظار نشستند.
شروع هفته کتاب و کتابخوانی درایران بهترین بهانه است برای بازاندیشی دراین زمینه که وضعیت مطالعه درکشورما به چه صورت است؟ ایا مطلوب هست یانه؟ ایا با استانداردهای جهانی مطابقت دارد یانه؟ ایا وضعیت کتاب و کتابخوانی متناسب با سطوح جامعه هست یانه ؟ وسوالاتی دیگر.
درعموم مقالات و یادداشت ها معمولا به این نکته اشاره می شود که سرانه مطالعه درایران پایین است{حدود10 درصد}ولی اگر فراتر ازاین نکته برویم متوجه نکاتی دیگر خواهیم شد که بدنیست بدانها اشاره ای بشود...
وقتی در اوایل دهه هفتاد،شجاع،رئیس اداره وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهبهان از این اداره رفت و خبر رسید که یک "لر" یاسوجی جای او را پر می کند،موجی از نگرانی بر هنرمندان و اهل فرهنگ شهر غلبه گشت.طولی نکشید که « سید لطف الله سپهر» پا به سالن کتابخانه کتابخانه خواهران در پارک ملی گذاشت و جلسه معارفه او با هنرمندان شروع شد. ادبیات گفتاری جناب سپهر اگرچه...
هفته کتاب موضوع : --- اختصاص هفته ای به نام کتاب حکایت ازاهمیت این یارمهربان درتعیین سرنوشت مردم بخصوص آینده سازان کشوردارد.اما آنچه دررسانه های جمعی شاهدآن هستیم بیشتربه یک رفع تکلیف شبیه است تایک برنامه کاربردی وآموزنده.معمولا برای موضوعاتی که روزیا هفته ای درنظر میگیرندمتناسب با آن کارشناسان را دربرنامه های مختلف دعوت میکنندوساعتهادرباره آن موضوع وتأثیرگذاری آن درزندگی مردم بحث وتبادل نظرمینمایند. ولی من ندیدم این شب وروزها دربرنامه ای ویژه�حرفی از کتاب وکتاب خوانی�به میان آمده�باشد.رسانه های مکتوب هم فقط درحدیک خبراشاره ای داشته اند.به نظر نمی رسداراده ای قوی برای تبیین نقش مطالعه دررشدفکری جامعه درکار باشد.
موضوع : دستیابی به پیشرفت وتوسعه ازجمله آرزوهایی است که بین همه انسانها مشترک است .اماآنچه درعمل اتفاق افتاده است تفاوت فاحش توسعه بین جوامع.شهرها.اقوام .وحتی خانواده هااست.بایک برسی ساده میشودفهمیدکه ثروت بالقوه نمیتواندعامل توسعه باشد.برای نمونه شهرتاریخی ما(بهبهان)ازتمام نعمات خدادادی مثل:زمین،آب،معدن نفت وگازو.....وسرمایه انسانی متخصص برخورداراست اماتا000/17نفربیکاردرشهررامسئولین تاییدکرده اند.!!!فقربیدادمیکند.اعتیادجوانان زیادی راعملاازچرخه زندگی خارج کرده وکانون گرم خانواده های بیگناهی راازهم پاشیده وجمع بیشتری رانیز تهدید میکند.برادرخوبم جناب دکتروکیلی مدیرمسئول روزنامه ابتکار مقاله ای تحلیلی تحت عنوان بیصداقتی پایه بی اعتمادی در27آبان ماه منتشرنموده اندکه بی ارتباط بابحث مانیست .لذا این مقاله جهت استفاده همشهریان درادامه مطلب تقدیم میگردد. درضمن آدرس سایت روزنامه ابتکارروی لینک سایت آتیه بهبهان ثبت شده .صفحات سیاسی وگوناگون این روزنامه همواره خواندنی است.
چو ذره گرچه حقیرم،ببین به دولت عشق .....................................که در هوای رخت چون بمهر پیوستم؟ چگونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست .........................................که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم دوست عزیزم جناب آقای مهندس صادق عزیز:روز اول که وارد فضای مجازی شدم و سراغ سایتهای بهبهانی را گرفتم با مطالب جذاب، و پر شور و نشاط دوستان و اظهارنظرهای نقادانه ولی در راستای منافع شهرمان مواجه شدم.این بود که پیرانه سر وارد محفل جوانان آینده ساز شهرمان شدم تا از خرمن علمی آیشان بی بهره نمانم .که الحمدالله اینگونه هم شد.تاچشم باز کردم خود را در میان دوستانی دیدم که سخاوتمندانه از همه وجود خود میگذرند تا قدمی برای اعتلاء زادگاهشان بردارند.اما دیدیم که زحمات بی شائبه این عزیزان آنگونه که باید به بار نمی نشیند. شما در سایت بشیرنذیر مطالب کلیدی همه وبها رامشفقانه انتشار میدادید.اما استقبال همشهریان از این فضای منحصر به فرد و تاثیرگذار آنگونه نبود و نیست که بین دوستان ایجاد انگیزه نماید.بزرگان به حق گفته اند که:مستمع صاحب سخن را برسر ذوق آورد. همه ما بارها تلاش نمودیم که راهی برای حل این بی تفاوتی بیابیم.اما بی اعتمادی تاریخی مردم ما به مطبوعات که بی علت هم نبوده به این رسانه متفاوت هم سرایت کرده.البته خوشبختانه با تحرکات مثبتی که در خانه مطبوعات شهرمان و به تبع آن نشریات رخ داده استقبال مردم به نشریات بیشترشده و بااطلاع رسانی بیشتر نسبت به فعالیت و نقش وب نویسان در پیشرفت شهرمان این رسانه هم به جایگاه اصلی خود خواهد رسید. بنده ضمن تشکر ازحضرتعالی امیدوارم با بضاعت کمی که دارم پاسخگوی اعتماد شما باشم. (انشاءالله)
به گزارش خبرگزاری شهری بهبهان امروز محسن شبرو امروز در گفتگو با فارس - جنوب خوزستان اظهار داشت: این شبکه تمام امکانات خود را برای مقابله با خطرات شیوع آنفلوانزای نوع A به کار برده است. وی با اشاره به تعداد افراد مبتلا به این بیماری در بهبهان تصریح کرد: متاسفانه دو کودک و یک نوجوان در بیمارستانهای بهبهان فوت شدهاند که تاکنون نتیجه آزمایش یکی از آنها توسط مرکز استان مثبت اعلام شده است. شبرو افزود: نوجوان ۱۲ سالهای که به این بیماری مبتلا شده بود ساکن شهر امیدیه بوده که پس از بدحال شدن و بستری شدن در بیمارستان آغاجاری به دلیل وخامت حالش به بیمارستان شهیدزاده بهبهان منتقل شد. وی ادامه داد: بلافاصله پس از بستری شدن این بیمار در بیمارستان شهیدزاده، پزشک مرجع اداره بهداشت در خصوص این بیماری و کادر بیمارستان بر بالین وی میروند، اما با وجود تلاش زیاد پزشکان این بیمار فوت کرد. معاون شبکه بهداشت و درمان بهبهان اظهار داشت: پس از نمونهبرداری از این بیمار و...
استاد علی خادمیون چهره ماندگار شعر و ادب بهبهانی هفته گذشته دچار سکته قلبی شده و اکنون در بستر بیماری است. استاد خادمیون از فروردین امسال و درپی درگذشت همسرش به شدت شکسته شده است. هیچ گاه دراین سالها که با او حشر و نشر داشته ام این گونه شکسته اش ندیده ام. استاد خادمیون متولد 1315 بهبهان است وسال 1340 در ضمن چهارده رتبه اول به دانشگاه تهران راه یافته است. اول حقوق می خوانده و بعد به ادبیات روی اورده است. پای کلاس های اساتید بزرگی نظیر فروزانفر، صلاح الصاوی، باستانی پاریزی، ناتل خانلری، محقق و سادات ناصری زانو زده ولی بیشتر ازهمه به سید ضیاء الدین سجادی ارادت دارد. استاد خادمیون جزو اولین معلمان ادبیات دراین شهر است و...
در چند وقت اخیر عمده مطالب بشیرنذیر و برخی دیگر از پایگاه های وب نویسان بهبهانی به مساله ی بزرگداشت "استاد تقی آصفی" اختصاص داده شده بود و در همین رابطه و در نقد روندی که عمده ی پایگاه ها در پیش گرفته اند،دوست و همکار عزیزمان آقای فرزاد صدری در وبلاگ "صفای بهبهان" مطلبی با عنوان "شهدای مدرسه پیروز،دکتر آصفی و کاهش تولید خرما هر یک مهم تر از دیگری"وارد کرده اند که این مطلب را در ادامه میتوانید مشاهده بفرمایید:
بوی کربلا می آید. سلام برحسین (ع). باز این چه شورش است که درخلق عالم است.وعلی الرواح التی حلت بفنائک. سلام برشهید سعید سید عنایت الله ناصری. شاهد دیروز. شهید امروز. اسماعیل قربانی گازهای خردل.
بوی شیمیایی می اید.خدا لعنت بکند دشمنان انسانیت را. سرفه ها نمی گذارند سخن بگویم. دیه ها الوده است و سینه شب بوی های شهرمن خس و خس می کند. بیایید زمین را جارو کنیم.
در این چند وقت اخیر هماهنگی ها و مهیا کردن مقدمات برگزاری بزرگداشت،مرا از فضای مجازی دور کرد و نتوانستم پیگیر مطالب و اخبار و مطالب دوستان باشم...
اما 24 مهرماه 88 از دید عموم حاضرین،رو سفید بیرون آمدیم و مراسم به خوبی برگزار شد،اما باز هم نه به آن خوبی که ما انتظارش را داشتیم.ولی خدا را شاکرم که دید عموم چیزی غیر از این بود.
گذری در پایگاه های دیگر دوستان کردم و...
بزرگداشت زنده یاد استاد تقی اصفی بعد از یک سال کش و قوس های خواسته و ناخواسته برگزار شد وبالاخره تصویر مرد ی دوچرخه به دست روی صحنه رفت تا همگان یک بار دیگر بدانند که ظاهر ادم ها معرف شخصیت شان نیست. انکه می پنداریم که به همین راحتی درجمع ما حاضر می شود ، می اید و می رود دنیایی دیگر در درون خویش دارد.
دراین مدت دست نوشته های اصفی گرد اوری شده و فهرست بندی شده است و تاحدود خوبی توانسته ایم با برخی ابعاد وجودی او اشنا بشویم ولی پرسش اساسی تر اینست که حالا بعد ازغیبت تقی اصفی ودرحضور این میراث بجا مانده چه باید کرد؟
جمعه ای که پیش روی داریم،مراسم بزرگداشت شاعر،معلم و دلسوخته ی فرهنگ و هنر عامیانه ی بهبهان،استاد تقی آصفی ،در فرهنگسرای بهبهانیان برگزار خواهد شد. بی صبرانه چشم انتظار حضور شما عاشقان فرهنگ و هنر این خاک هنر پرور هستیم.. وعده ی ما: جمعه،24 مهرماه 88 فرهنگسرای حاج آقا محمود بهبهانیان ساعت 8 صبح