بسم الله الرحمن الرحیم

 
صفحه اصلی   عضویت   آخرین نظرات   تماس با ما
موضوعات
 نقد و تحلیل (76)
 خبرها (7)
 سایت (7)
 بهبهان (32)
 هفته نامه \"شرتو\" (2)
 فرهنگی_ادبی (25)

تبلیغات



نظرسنجی


فعالیت وب نویسان بهبهانی نویس را چگونه میبینید؟
مفید و سازنده
کم تحرک ولی سازنده
قابل قبول نیست

آمار





 باز هم نا امنی حاشیه مارون خبرساز شد

پل مارون،تفریحگاه مردم بهبهان.توجه شود که:"دوستان عزیز نکته ای که در خصوص این بحث لازم می دانیم یاد آور شویم،این است که هدف اصلی ارائه ی این بحث وجود نا امنی در خانوادگی ترین محیط تفریحی بهبهان و ارائه ی یک خبر و انتقاد از وضع بوجود آمده است و تقاضا داریم بدلیل خارج نشدن از بحث و عدم سو استفاده برخی افراد از چنین مطالبی،از قومیتی کردن بحث اجتناب شود.با تشکر.*
متاسفانه در روزهای اخیر باز هم اخباری را شنیدیم که نه برای اولین بار بود و نه برای آخرین بار که هر چند وقت یک بار
اخباری از این دست در خصوص "
بر هم زنندگان امنیت خانواده ها در کنار پل مارون" می شنویم و می خوانیم و این بار نیز پنج شنبه شب به تاریخ 13 خرداد ماه،بار دیگر همشهریانی که در حاشیه پل مارون لحظات خوشی را سپری می کردند با حمله ی جمعی از افرادی که _به گفته ی شاهدان ماجرا_ گویا از روستاهای اطراف بودند مواجه شدند که این درگیری که با چوب و سنگ و آجر و...نیز همراه بود علاوه بر ایجاد فضایی ملتهب برای حاضرین و خانواده هایی که در محل حادثه بودند،سبب وارد آمدن خسارات زیادی بر اتومبیل های پارک شده شد و شیشه های تعدادی از اتومبیل ها را شکست.

سنگ پرانی و حمله ی فیزیکی از یک سو و رد و بدل شدن الفاظ شنیع و رکیک میان طرفین دعوا،در حضور خانواده هایی که برای سپری کردن اوقاتی خوش و آرام در محل بودند از سوی دیگر لحظات سختی را بر حاضرین تحمیل کرده بود،که به نوشته ی پیمان عزیز در بهبهان شهر،منجر به تجمع شبانه در محوطه ی فرمانداری بهبهان در اعتراض به بروز چنین حوادثی که در این مکان برای اولین بار نیز نبود و در اعتراض به عدم امنیت این محوطه ی تفریحی شد که همین اعتراضات سبب حاضر شدن یکی از مسئولین در محوطه فرمانداری شد و پاسخی که این مسئول برای حاضرین داشتند،-به نقل از وبلاگ بهبهان شهر_چنین بوده که:

" پاسخ یکی از مسوولان شهر بهبهان به معترضان آن شب در محوطه فرمانداری بهبهان : اگر میخواهید با این صحنه ها روبرو نشوید به آنجا نروید."

و حال در ادامه مطلبی که پیمان عزیز با عنوان "به که شکایت بریم؟" در این خصوص در بهبهان شهر منتشر کرده و کامنتی که یکی از شاهدان ماجرا در این پایگاه نوشته را عینا وارد شده است:


به که شکایت بریم؟

"اولین بار نبود و آخرین بار نیز نخواهد بود.
در شامگاه پنجشنبه ۱۳ خرداد تعداد زیادی از مردمی که به هوای تفریح و تفرج و گذران اوقاتی خوش به محوطه تفریحی حاشیه رودخانه مارون رفته بودند شاهد حضور چندین دسته از جوانان روستاهای اطراف پارک بودند که بیرحمانه به جان همدیگر افتاده و با سنگ و چوب و چماق در حضور خانواده های بیخبر از همه جا امنیت محوطه پارک را با سنگ پرانی و الفاظ رکیک و شنیع بر باد دادند.

چه تعداد سر و دست و بینی شکست مهم نیست .شیشه های چند ماشین با پرتاب سنگ شکست نیز مهم نیست. صدای اعتراض مردم معترض به وضعیت امنیت پارک در نیمه های شب به فرمانداری و کلانتری ها رسید . مهم اینجاست. متاسفانه بسیاری از مسوولان و تصمیم گیران در شهر ما همه چیز را از زاویه قومیتی نگاه میکنند. آنها خود را بهبهانی نمیدانند و شنیدن صدای اعتراض بهبهانی ها به حرکات دور از شان انسانی همزبانان خود را دور از تعلقات و ارزشهای قومی خود میدانند.

پاسخ یکی از مسوولان شهر بهبهان به معترضان آن شب در محوطه فرمانداری بهبهان : اگر میخواهید با این صحنه ها روبرو نشوید به آنجا نروید.

بررسی ریشه های فرهنگی و اجتماعی چنین حوادثی و تبعات فراگیر شدن آن در فضای یک شهر در فرصتی دیگر . شاید!"

و کامنتی که در همین خصوص وارد شده است:

"جشن مردم با عزا شد .
در روز 13 خرداد در روز ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر
روز پنج شنبه یا جمعه شب ها معمولا پارک ساحلی مارون یا خارستان البته ما زیر پل بودیم معمولا خیلی شلوغ می شود اما آن روز از همیشه شلوغ تر بود . مردم نشسته بودند و می خواستند در آن روز تعطیل تفریح کنند خستگی یک فهفته را از تن در کنند . اما آن روز که مصادف بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا و روز مادر زیر پل (ماروون) شلوغ تر از همیشه بود . اما کسانی که آن روز آنجا بودند و اتفاقی که آن روز برایشان اتفاق افتاد آرزو می کردند آن روز را در خانه نشسته بودند و شاهد آن اتفاق ها در زیر پل نبودند . باید آنجا می بودی تا درک کنی چه می گویم . ترس و لرز همه جا را گرفته بود هه داد و بیداد می کردند . می خوساتند به جایی پناه ببرند . دو دسته آدم که ظاهرا از قالند و خارستان بودند با هم دعوا می کردند . یهو دیدیم در میان جمعیت آمدند سنگ ها به سمت ما روانه شد . ماشین های زیادی خسارت دیدند . شیشه های چند ماشین به کلی خرد شد . سنگ بلوک و آجر به دست و پای چند پسر و دختر خرد . همه در حال فرار بودند . همه تهدید جانی و مالی شدند . مادرها بجه های کوچکشان را در بغل محکم گرغفته بودند . انگار آنجا را موشک زده بود . هر کسی به جایی می رفت هر کسی با فریاد چیزی را می گفت . بعضی ها فحش می دادند و غیره .
به هر حال این یکی از تلخ ترین خاطرانت من در روز مادر در روز جشن ولادت حضرت فاطمهع زهرا بود در زیر پل ماروون و البته نه تنها تلخ ترین خاطره من در آنجا در آن روز رقم خورد . حتی خیلی های ددیگر که صحبت می کردم همین را می گفتند و هنوز ترس و لرز بعد از چند روز در وجود خواهر برادر و مادرم و خانواده ام را احساس می کنم . اقوام های ما می گیند دیگر آنجا نخواهیم رفت زیر تهدید جانی و مالی می شویم . چند کوچلو داریم که آنها دیگر از زیر پل مارون می ترسند و می گویند دیگر آنجا نرویم . ما در آن روز اوج بی نظمی اوج نا امنی را دیدم . صدها نفر تهدید جانی و مالی شدند . استرس ها و لرز هایی به جانش و روحشان وارد شد که شاید سالها از یادشان نرود و الان روح و جشم آنها آسیب جدی وارد شده باشد . که از نظر روانشنسان این آسیب های روحی بیش از میلیون ها تومان ضرر مالی بر سر هر کسی خرج می گذارد . اما ای کاش آن روز چند مامور آنجا بودند . تا بیش از 30 تا 40 نفر جرات نکنند به سمت یکدیگر سنگ آجر و بلوک بیاندازند حتی در میان جمعیت بیایند و حتی آنجا را هم زیر سنگ و آجر و بلوک کنند . ای کاش آن روز آنجا مامورانی بودند که بیش از 10 یا 20 ماشین خسارت مالی نمی دید و چند نفر شدید زخمی نشوند و این اتفاق های تلخ برای کسی اتفاق نمی افتاد .
اینهایی که مسبب این دعوا و درگیری ها و بی نظمی ها و نا امنی ها بودند و حتس کسانی که باید از این مسائل پیشگیری می کردند اما نکردند و مسئول هستند . چه جوابی برای مردم دارند . آن روز جشن حضرت فاطمه زهرا و روز مادر هم به دهن همه مردم تلخ شد و جشن با عزا شد جواب خدا و حضرت فاطمه زهرا را چه می دهند . البته همه ما مقصر هستیم اما مسئولان در مورد اتفاق های تلخی که آن روز انجام شد و بیش از صدها نفر شاهد آن بودندو در این اتفاق متضرر شدند و آسیب هایی متحمل شدند چه جوابی را دارند . اصلا پاسخگو هستند . الان چند روز از آن روز و آن اتفاق می گذرد اما دریغ از یک معذرت خواهی خالی حتی ...
ما دیگر به چه زبانی بگوییم . امنیت و آرامش می خواهیم . حتی یک روز تعطیل هم نباید آرامش و تفریح داشته باشیم آن هم باید به دهن ما تلخ شود ؟!
خسته ام دیگر از همه چیز از همه کس . حتی از خودم دیگر بدم می آید ."
*لینک اصلی تصویر وارد شده:اینجا*



نویسنده : صادق آصفی
لینک مطلب 16 خرداد 1389 نظرات : (8) 137 مشاهده

 
مطالب مشابه

  • چراقوم گرایی ؟(بخش آخر)
  • تجمع خانواده ها و انجمن حمایت از بیماران ...
  • خبر ویژه:سهم بهبهان از بید بلند2 چیست؟
  • کتاب "دا"
  • ماه بر شاخه درخت نمی نشیند (پاسخ به جوابیه ...


  • # نويسنده : meysam amani | زمان ارسال : 17/03/1389 - 00:51

    متاسفانه این ناانمی حاشیه مارون دارد به یک جریان تبدیل می شود. هرازگاهی شاید هاین جریان بوده ایم. اگر جلوی این جریان گرفته نشود . بیم انست که به محل امن جریان حاشیه سارتبدیل بشود و مثا نقطه هایی که درهرشهر معمولا هست و جرم خیزند اسباب زحمت مرذدم را فراهم بیاورد.

    پاســخ

    # نويسنده : امیرحسین | زمان ارسال : 17/03/1389 - 03:36

    نمونه داخل شهرش من دو شب پیش در نزدیکی میدان ذوالفقاری شاهد بودم.
    سنگ پرانی به سمت یک خانه دانشجویی. دو طرف دعوا هم عشایری بودن.

    پاســخ

    # نويسنده : دوست | زمان ارسال : 17/03/1389 - 09:06

    اگر آن روز كه آن مأمور روستايي در ميدان بيد بلند خطاب به يك بهبهاني ميگفت (وحق خدا چون بهبونييي جريمت ايكنم ) شكمش را پاره مي كرديم اينگونه نمي شد .
    بدبختي ما اينجاست كه يك مأمور كوتوله ي 150 سانتي كه بويي از نظم و ترتيب در زندگي اش استشمام نكرده مي خواهد وارد شهر شود و به هم شهريان ما نظم بدهد !! اف بر اين وضع .

    چند وقت پيش شبي در اين محل نشسته بوديم و جو آنجا كاملأ خانوادگي بود . ناگهان يك پسر جوان روستايي به نزديكي ما آمد و روي لبه سنگ چين آنجا رود دوپا ي خود نشسته و به خانواده ها زل مي زد . بدون اينكه حركتي از كسي سر زده باشد كه ايشان خوشش آمده باشد ، به سمت دوستانش كه دورتر بودند رفت و آنها كه حدود 8 نفري مي شدند آمدند و دقيقأ ميان خانواده ها گليمي انداختند و شروع به قلبيان كشيدن كردند ! من كه مي دانستم آنها قصدي غير از چشم چراني ندارند ، قبل از اينكه جا گير شوند به آنها تذكر دادم كه گليم خود را از اينجا برداريد و جاي ديگري برويد . اعتراض كردند كه به تو چه ربطي دارد . بلافاصله هم با جملاتي كه آمده ايد توي روستايمان و روداري هم ميكنيد ؟ قصد درگيري داشتند كه من هم در حد توان مقابلشان ايستادم و گفتم حق نداريد اينجا بنشينيد اينجا محيط خانوادگي است و دود قليانتان هم مزاحم است . قصد درگيري فيزيكي داشتند كه در ميان آنها فقط يك نفر بود كه ديگران را آرام كرد و جل و پلاسشان را جمع كردند و جاي ديگري رفتند .
    اين وظيفه پليس و شهر داري است كه از ورود افراد مشكوك ، موتور سوار و مجرد جلوگيري كند نه من در حضور خانواده !


    به نظر من آن آقايي كه در فرمانداري آن حرف بي ربط را زده معرفي كنيد . اگر واقعأ اين حرف را زده قابل پيگيري است . حتمأ‌بايد بركنار شود . اين اوج بي مسئوليتي و هرج و مرج است .
    ==========================
    بشیرنذیر:
    دوست عزیز با تشکر از شرکت شما در این بحث،اما نکته ای که باید به آن توجه کرد و هدف اصلی این بحث بود،وجود نا امنی در خانوادگی ترین محیط تفریحی بهبهان است و تقاضا دارم بدلیل خارج نشدن از بحث و عدم سو استفاده از چنین مطالبی،از قومیتی کردن بحث اجتناب شود.
    با تشکر.

    پاســخ

    # نويسنده : سلام | زمان ارسال : 17/03/1389 - 14:09

    دقیقا با نویسنده موافقم که بحث را قومیتی نکنیم چراکه در حال حاضر کل ایران مشکل فرهنگی دارد و این معضلات هر چند که از بهبهان بعید است اما فراگیر شده است.
    اهل قلم باید شفاف سازی کنند
    آقای نویسنده در صورت امکان حتما نام آن شخص مسئول را ذکر کنید تا مردم بدانند.

    پاســخ

    # نويسنده : دوست | زمان ارسال : 18/03/1389 - 07:53

    با سلام مجدد
    بايد عرض كنم متنفر ترين موضوع نزد من مسايل قوميتي است . و من هم معتقدم كه امورشهرمان اصلأ نبايد قوميتي شود . اما مگر من آن را قوميتي مي كنم ؟‌ يا آن فرد مسئولي كه با بي مسئوليتي كامل آن حرف نا به جا را مي زند و دمي هم از كسي بر نمي آيد . دوست عزيز و گرامي ، ‌قبلأ‌ مسائل شهر ما قوميتي شده است ! و همين باج دادن ها باعث عميق تر شدن آنها شده است . ما مهربانانه برخورد مي كنيم ولي علاقه مندان به مسائل قوميتي كاملأ از اين مبحث سوء استفاده مي كنند .
    براي احترام به سايت وزينتان در اين زمينه ديگر چيزي نمي گويم . فقط خواهش دارم گفته ي آن فرد مسئول را به عنوان يك تيتر خبري جداگانه براي بالا بردن هزينه ي چنين شيوه هاي برخوردي منتشر كنيد .

    پاســخ

    # نويسنده : بهمن پور | زمان ارسال : 18/03/1389 - 16:19

    خدمت دوستان سلام عرض میکنم.
    متاسفانه هرچه دررابطه باعدم رعایت حریم شخصی افراد،درپارکها،درکوچه وبازارودرمراسمات مختلف گفته شودکم گفته ایم.رفتاری که درحضورخانواده هابعضی جوانان ازخودنشان میدهند.نوع پوشش آنها.ادبیاتی که بکارمبرند.هیچ کدام درشآن یک انسان متمدن نیست.شهرماازنظردرسی به اصطلاح حرف اول رادراستان میزند.اما ازنظررفتاراجتماعی همین است که میبینید.بنده چندسالی است که فرزندانم رابرای اینکه باصحنه های آنچنانی مواجه نشوندروز12 فروردین به گردش میبرم وروز 13 بدرازدرخانه بیرون نمیزنیم.سعی میکنم روزهای جمعه هم حتی اامکان ازدرخانه بیرون نرویم.نمیگویم این بهترین راه است .اما ازبدآموزیهای بین آن افرادبهتراست.طبیعی است که حفظ امنیت مکانهای عمومی توسط نهادهای ذیربط ازحقوق اولیه شهروندان است.شایدنظرآن فردهم همین بوده که تاشرایط فراهم نشودرفتن به آنجااین مشکلات را هم دارد.به هرصورت دیدن آن صحنه هاوشنیدن آن اراجیف برای بچه های معصوم کارروزها آموزش راخنثی میکند.اگربخواهیم دراین باره دنبال مقصربگردیم بایدبگویم همه مقصریم .متولیان وتدوین گران برنامه های آموزشی.چراکه نمره محوری دردستورکارآنهااست.ازتدوین کتب آموزشی مهارتهای زندگی کمترحرفی به میان است.والدینهم مقصرندچون برای اوقات فرزندان خودبرنامه خاصی ندارند.و.....

    پاســخ

    # نويسنده : شهروند | زمان ارسال : 3/04/1389 - 15:15


    به هر حال من نمی دونم این اختلاف ها از کی بوده گرچه می دونم از خیلی وقت پیش بوده است تازه قبلا خیلی بیشتر بوده . الان فکر می کنم یه خرده کم شده گرچه می دونم هنوز هم خرده اختلاف هایی است .

    اما فکر میکنم دیر یا زود باید با این حقیقت روبرو بشیم که در شهر بهبهان تنها بهبهانی است اما شهرها و بخش هایی که جزو شهرستان بهبهان هستند روستاها و همه لر هستند .
    همه شهرها و بخش هایی که جز بهبهان هستند لر هستند .
    به قول شما خب اونها باید خودشون را هم بهبهانی بدونند واقعا هم بهبهانی هستند . خب شهر اونها جز بهبهان است . شاید اگر می خوان به هر حال از بهبهان هم جدا بشن شاید زورشون میاد بگن بهبهانی هستند . گرچه از نظر من هیچ اشکالی نداره .

    اما حالا چرا در خود شهر بهبهان خیلی لر است . خب روستاها و دهات ها و شهر های و بخش هایی که جز بهبهان هستند همه لر هستند . خب وقتی بهبهان پیشرفت می کنه یا وقتی روستاها امکانات جالبی ندارن و اما بهبهان پیشرفت می کنه . پس هر کسی از روستا یا دهات ها یا بخش هایی که جز بهبهان هستند وضعشون یه خرده بهتر میشه سعی می کنند به شهر بهبهان بیان . چون امکانات بیشتری داره .
    خب من فکر می کنم حق دارن حتی اگر به شهر دیگری هم رفتند بگن بهبهانی هستیم . خب در شهر بهبهان هستند . یا جز شهر بهبهان هستند . بازم میگم هیچ اشکالی نداره .

    پس ما باید این حقیقت را بپذیریم که لرها هم جزئی از بهبهان هستند و جزء شهر بهبهان هستند .

    خب اگر به هر حال از شهر های گکوچک تر اومده اند یا از روستاها اومده اند مسئولان می توانند فرهنگ سازی کنند به آنها فرهنگ شهری را آموزش دهند . اما خب خیلی از مسئولان هم یا خود لر هستند یا بهبهانی .
    دیگه این خیلی بد که در بین مسئولان هم بحث و اختلاف لر یا بهبهانی باشه .
    اما بحث خوبیه و من هم مثل شما آقا پیمان موافقم که هر چه زودتر باید این مسئله را حل کنیم و با لرها تعامل داشته باشیم .
    دلیل نداره که اختلاف داشته باشیم . خوب هم که فکر کنی . آدم متوجه میشه که از اختلاف و درگیری هیچ چیز جز ضرر نصیب آدم یا گروهی نمیشه .
    اگر می خواهیم پیشرفت کنیم باید اول فرهنگمون را درست بسازیم . باید دست از اختلاف و درگیری ها برداریم .
    بعد امید به پیشرفت دارمی بهبهانی و لر هر دو قوم در کنار هم . انشالله .
    دست به دست هم برای پیشرفت بهبهان و بهبهانی ها که البته لرها هم جزئی از بهبهان یا شهر بهبهان هستند .
    فقط همین .

    پاســخ

    # نويسنده : همشهری | زمان ارسال : 8/06/1389 - 04:05

    متاسفانه این بر می گرده به فرهنگ ما.اگر تو شهر تبعیض و بی بندوباری نباشه که هیچ فرد یا طایفه ای به خودش اجازه چنین کاری رو نمی ده.واقعا متاسفم. به کی اعتراض کنیم...

    پاســخ
    
    ارسال نظر
    نام شما :
    آدرس ايميل :
    كد امنيتي : تصوير كد امنيتي
    ريست کد
      اعداد بالا را داخل کادر وارد نمایید
    كد را وارد كنيد :


     
    پنل کاربری
     
    جدیدترین مطالب
     
    مطالب تصادفی

    لینک دوستان
    » خبرگزاری شهری بهبهان امروز
    » آتیه بهبهان
    » اهدای عضو_اهدای زندگی
    » بهبهان شهر
    » مستانه 1
    » هفته نامه ندای بهبهان
    » صفای بهبهان
    » اشعار استاد "محمد حسین مرتب"
    » نرگس ناز
    » منصوریه
    » ناآمده سیل تر شدستیم..
    » انجمن مجازی بهبهانی تباران
    » بهبهان تیوا
    » لغات و اصطلاحات اصیل بهبهانی
    » مرکز پژوهش و تحقیقات بهبهان
    » فقط بهبهو
    » مح شفی تولهی
    » بهبهان پر
    » گپ دل
    » نشانی
    » بهبهان نگاشت
    » ارگان سیتی
    » مرکز عمران بهبهان
    » دریزکو
    » بهبهو
    » ارجان پدر بهبهان جدید
    » مهندسین آریاگان
    » اشعار استاد عباس سلطانی
    » ارگان سبز
    » اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهبهان
    » ساسان شکوریان
    » باشگاه پژوهشگران جوان بهبهان
    » نوراندیش
    » مهر اندیش
    » پایگاه اختصاصی دکتر "میثم امانی"
    » فرمانداری بهبهان
    » فزهنگ و هویت بهبهانی
    » وبسایت "نرگس ناز"
    » کاکا یوسف_اشعار شاعر بهبهانی،حجت اله صباحیان
    » مهستان رستاخیز هنر
    » شعرک ها..
    » مدیریت آموزش و پرورش بهبهان
    » انتفاضه فرهنگی بهبهان
    » ورزش شهرستان بهبهان
    » هیات شطرنج بهبهان
    » هیات ورزشی رزم آوران بهبهان
    » اولین دفتر پیشخوان دولت در بهبهان
    » بهبهان آرامیس
    » انجمن نانو پژوهشسرای خوارزمی بهبهان
    » انجمن رباتیک پژوهشسرای خوارزمی بهبهان
    » پژوهشسرای خوارزمی بهبهان
    » انجمن ستاره شناسی بهبهان

    آرشیو ماهانه

    جستجو