بزرگداشت زنده یاد استاد تقی اصفی بعد از یک سال کش و قوس های خواسته و ناخواسته برگزار شد وبالاخره تصویر مرد ی دوچرخه به دست روی صحنه رفت تا همگان یک بار دیگر بدانند که ظاهر ادم ها معرف شخصیت شان نیست. انکه می پنداریم که به همین راحتی درجمع ما حاضر می شود ، می اید و می رود دنیایی دیگر در درون خویش دارد.
دراین مدت دست نوشته های اصفی گرد اوری شده و فهرست بندی شده است و تاحدود خوبی توانسته ایم با برخی ابعاد وجودی او اشنا بشویم ولی پرسش اساسی تر اینست که حالا بعد ازغیبت تقی اصفی ودرحضور این میراث بجا مانده چه باید کرد؟
1- هنوز هست آثار و دست نوشته هایی از تقی اصفی که خوانده نشده است و نیزهنوز هست ابعاد دیگری که شناخته نشده است. همایش فرصت خوبی شد که برجنبه ادبی و فولکلوریک اصفی تاکید بشود اما بعد سیاسی – اجتماعی ، بعد کلامی – دینی و بعد فلسفی او مانده است. بروری بعد کلامی – دینی او اصلا کار نشده است و می طلبد که بازشناسی بیشتر صورت بگیرد.
2- انچه اصفی نوشته است مثل سایر انچه بشر نوشته است خطاناپذیر نیست. ممکن است بعضی مطالب باشد که سالها قبل درست دانسته شده و الان بطلان انها روشن شده است. ممکن است بعضی مطالب باشد که نیاز به بازخوانی دوباره داشته باشد. می طلبد که مطالب مانده را به نقد و تحلیل بسپاریم. البته منطقی و منصفانه. ضمن در نظر داشتن ارزش انها خواهیم توانست به یک نقد دلیل محور از اثار او برسیم.
3- باید از انجا شروع کنیم که تقی اصفی تمام کرده است. بعضی نوشته هاست که ناتمام مانده است و می طلبد که دنباله کار اصفی گرفته بشود. اگر او هشتصد ضرب المثل جمع کرده است حالا باید درپی ضرب المثل های دیگر بود. اگر هزارواژه بهبهانی یافته است حالا باید درپی واژه های دیگر بود. اگر او چند بازی محلی را یافته است حالا باید در پی بازی های دیگر بگردیم. بدین صورت است که خواهیم توانست تقی اصفی را بهانه کنیم برای شهر خویش وبرای شناخت فرهنگ بهبهانی.
خلاصه می کنم. راه کار ما در روزگار بعد از اصفی مرحوم ،اصفی شدن است. باید مثل خود او بشویم. شناخت فرهنگ بهبهانی شهید می طلبد. قربانی می طلبد و جز با به کف گرفتن جان خویش و ابروی خویش و رفتن به کنج انزوا و دوری گزینی از این همه جار و جنجال نخواهیم توانست به این مهم نایل بشویم. عافیت طلبی با اصفی شدن جور در نمی اید.
بَسکی مَسِّش کِرده مِه هَم نو وُهم اَ بهبهو...........شُو که خُوسیدَم مبینم تا صُبی خُو بهبهو . . زیر بار مِنِّتِ هیشکس نِمیشِن مَردُمِی............خواه دُولَتمَند وس خواه حَمّال و تینتُو بهبهو
خوشبختانه پس از مدتها این مراسم برگزار شد تا همشهریانمان این شخصیت عالیقدر را بهتر بشناسند. من نیز با استاد امانی موافقم. ما باید ابعاد مختلف شخصیت آقای آصفی را بازشناسی کرده و در حد توان با الگوگیری از ایشان در حفظ و اعتلای فرهنگ بهبهانی کوشا باشیم ، فرهنگی که نسل به نسل به مارسیده. در پایان جا دارد از زحمات خانواده محترم آصفی به خصوص آقا صادق که زخمات زیادی برای تصویب و برگزاری این بزرگداشت کشیدند تشکر و قدردانی نماییم.
مال وزرو زیوربِخُدا آفِتِ دینِن..............خوشبخت کسی رِن کِه طِمِی چیش اَیِها نی