بسم الله الرحمن الرحیم

 
صفحه اصلی   عضویت   آخرین نظرات   تماس با ما
موضوعات
 نقد و تحلیل (78)
 خبرها (7)
 سایت (6)
 بهبهان (34)
 هفته نامه \"شرتو\" (2)
 فرهنگی_ادبی (25)

تبلیغات



نظرسنجی


فعالیت وب نویسان بهبهانی نویس را چگونه میبینید؟
مفید و سازنده
کم تحرک ولی سازنده
قابل قبول نیست

آمار





 هفته کتاب و حرف هایی دیگر

کتابشروع هفته کتاب و کتابخوانی درایران بهترین بهانه است برای بازاندیشی دراین زمینه که وضعیت مطالعه درکشورما به چه صورت است؟ ایا مطلوب هست یانه؟ ایا با استانداردهای جهانی مطابقت دارد یانه؟ ایا وضعیت کتاب و کتابخوانی متناسب با سطوح جامعه هست یانه ؟ وسوالاتی دیگر.

درعموم مقالات و یادداشت ها معمولا به این نکته اشاره می شود که سرانه مطالعه درایران پایین است{حدود10 درصد}ولی اگر فراتر ازاین نکته برویم متوجه نکاتی دیگر خواهیم شد که بدنیست بدانها اشاره ای بشود.

اول. کتاب و کتاب خوانی رامعمولا وسیله کسب علم می دانند ولی ایا تنها کتاب وسیله کسب علم است؟ اقلا پنج روش علم اموزی هست: کتاب ومجله و روزنامه– وب و اینترنت و سی دی و دی وی دی – معلم و استاد- اهالی علم و متخصصین- تفکرشخصی. اگرچه هرکدام ازاین راه ها ممکن است کاربردهای خاصی داشته باشند و این پنج روش نیز مانعه الجمع نیست ولی ازهمین بیان معلوم می شود که نمی توانیم راه کسب علم را منحصربه کتاب بدانیم لذا نباید نتیجه گرفت که اگر سرانه مطالعه درکشور کم است سرانه علم نیزکم است.

دوم. نگاه کمی کردن به پدیده های علوم انسانی جواب گو نیست چراکه بعضا مابا پدیده هایی مواجهیم که صبغه کیفی دارند وکیفیت را ازطریق امار و کمیت ها نمی توانیم نشان بدهیم. از پایین بودن سرانه مطالعه نمی توان و نباید نتیجه گرفت که کیفیت مطالعه پایین است. ممکن است کسی درسال دو کتاب بیشترنخواند اما همان دوکتاب را واقعا دقیق و عمیق بخواند و ممکن هم هست که کسی سالی صد کتاب بخواند ولی غیردقیق وغیر عمیق. اساتید همگی تاکید داشتند که شما یک کتاب را خوب بخوانید بهتر از خواندن ده کتاب است بدون سروته. گاهی دربعضی رشته ها خواندن یک کتاب دست اول و کلیدی به اندازه چند کتاب دست دوم کارگشاست.

سوم. ایا واقعا توانسته ایم کتاب های خوب تولید کنیم بدان وجه که درسطح نیاز مخاطبین باشد؟ مجله کتاب ماه هرماه لیست پرفروش ترین کتاب ها را اعلام می کند ولی ایا مسئولین توجه می کنند که نیاز مردم چیست تا به موازات نیاز انها دست به تولید کتاب بزنند. بی تردید یکی از علل کم بودن سرانه مطالعه درایران می تواند عدم تولید کتاب مورد نیاز وخواست مردم باشد. هنوز درزمینه شناخت بزرگان خویش کتاب همه فهم وچشم گیری نداریم. متاسفانه کتاب های خوبی هم که نوشته می شود چون نظام توزیع مناسبی وجود ندارد به دست مخاطبین نمی رسد.

چهارم. ایا قرار است همه کس همه گونه کتابی بخوانند؟ طبیعی است که که افراد یک سری اطلاعات عمومی می خواهند که می توانند برای کسب انها به کتابهای رشته های دیگر مراجعه کنند ولی بازهم طبیعی است که به واسطه علاقه شخصی به کتابهای با موضوع خاصی علاقه نشان بدهند.دردنیایی که همه چیز تخصصی شده است نباید انتظار داشته باشیم که سطح معلومات همگان درحد دانای کل باشدلذا باید در امر کتابخوانی دو نوع سرانه درنظر بگیریم. یک سرانه عمومی یعنی برای خواندن همه نوع کتاب و دیگر سرانه تخصصی یعنی برای خواندن کتاب های تخصصی ان هم مخاطبین همان رشته و بعد بپرسیم نسبت سرانه دراین دونوع حوزه با مخاطبین ان چگونه است؟

پنجم. علت چیست؟  سرانه کم مطالعه درایران مثل هرعامل انسانی دیگر چند علتی است و تک علتی نیست. عدم تولید کتابهای متناسب با خواست عمومی، گرفتاری های روزمره، سخت شدن شرایط معیشت ومانند انها مثال زدنی اند. انچه مایلم به عنوان تاییدی برکلام جناب اقای بهمن پوربزرگوار در سایت اتیه بهبهان اشاره بنمایم فرهنگ جامعه یا به تعبیر ایشان اموزش و پرورش است. من  هنوز بیت زیبای صائب تبریزی در ذهنم است که : درس معلم اربود زمزمه محبتی/جمعه به مکتب اورد طفل گریزپای را.بی تردید همه تحولات از اموزش و پرورش شروع می شوداما انچه مهم است اینست که اموزش و پرورش چگونه خواهد توانست درتغییرفرهنگ کتابخوانی موثرباشد؟

متاسفانه چون در جامعه ما نهادهای مختلف اجتماعی هماهنگ نیست انچه هم که اموزش و پرورش ببافد بقیه پنبه خواهند کرد. اگر اموزش و پرورش به دانش اموز بیاموزد که علم بهتر از ثروت است اما نهادهای دیگر مثل خانواده و جامعه و رسانه های جمعی به او بیاموزند که ثروت بهتر از علم است، در خوشبینانه ترین وضعیت فرد موقعیتی را انتخاب می کند که برایش به صرفه تر و بهتر باشد{ معمولا ثروت } ودر بدبینانه ترین وضعیت فرد دچار تعارض درونی خواهد شد. می داندکه علم خوب است ولی فعلا کسب ثروت را ضروری تر می داندبنابراین باید همه نهادها والبته محوری تر ازهمه اموزش و پرورش باید هم نوا با هم درترویج فرهنگ کتابخوانی بکوشند.

جا دارد اشاره ای کنم به وضعیت کتاب و کتاب خوانی دربهبهان.چنانچه برادر بزرگوارفرزاد صدری در وبلاگ صفای بهبهان اشاره کرده اند وضعیت کتاب و کتابخوانی در بهبهان چه در سطح عمومی و چه درسطح روشنفکران مطلوب نیست.

هرساله به مناسبت های مختلف فقط نمایشگاه کتاب برپا می شود ومتاسفانه کتاب هایی عرضه می شود که تکراری است واز همان قدم اول ورود به نمایشگاه می توانی حدس بزنی که دیوان شعرا، کتب مذهبی دست چندم، کتابهای روانشناسی عامه پسند و آشپزی و کتابهای کودکان و نوجوانان را حتما خواهی یافت.کسانی که مامور خرید کتاب می شوند با دنیای کتاب و منتشرشده های جدید اشنایی ندارند. سطح نیازهای مردم شهر درنظر گرفته نمی شود.

البته مشکل بیش از انکه در خود اهالی بهبهان به ویژه اهالی فرهنگ باشد در کمبود امکانات وکتابفروشی و عدم دسترسی به کتاب مورد نیاز است. گماردن کتابداران اشنا به انواع کتاب و بازار نشر جزو ضروریات است.

دیگراینکه متاسفانه حمایت مالی از نویسندگان و اهالی قلم نمی شود. کم نیستند افراد فرهیخته که می دانم به اندازه چندین کتاب یادداشت دارند درموضوعات مختلف ولی چون حمایت مالی نمی شوند کارخود را رها کرده اند. کار علمی  و ترویج فرهنگ کتابخوانی در بین اهالی فرهنگ اقلا یکی از ضرورت هایش حمایت مالی است.

 



نویسنده : meysam amani
لینک مطلب 29 آبان 1388 نظرات : (7) 159 مشاهده

 
مطالب مشابه

  • هفته کتاب
  • مشروح وقایع بهبهان در حمله محمود افغان
  • پیام های تقی آصفی (4)
  • دانشجوو فرهنگ دانشجویی
  • بهبهان فرهنگی – هنری 88


  • # نويسنده : فرزاد صدری | زمان ارسال : 29/08/1388 - 13:07

    سلم بر استاد بزرگوار جناب آقای امانی/استاد گرامی شما بهتر از من می دانید که مجله و روزنامه از غنا و عمق کافی برخوردار نیستند و به اصطلاح مطالب را ساندویچ وار به شما ارائه می دهند من نیز با شسما هم عقیده هستم که مطالعه کتاب باید تبدیل به عادت شود و به قول شما اگر تلویزیون و برنامه های بی خاصیت و یک جانبه اش بگذارد/
    زمانی که بهبهان بودم وقتی می خواستیم نمایشگاه کتاب برگزار کنیم حدااکثر ماموریتی که به ما محول می شد رفتن به اهواز بود و مانع از رفتن ما به تهران می شدند/اندک کتاب های قابل تامل را نیز برادر متولی در معرض دید قرار نمی داد مثل کتاب های مسعود بهنود و برخی مواقع فروغ و یا شاملو/اما در همه نمایشگاه هایی که ما برگزار کردیم کتاب های روانشناسی و شعر(عمدتا سهراب و فروغ)و داستان های عامه پسند(فهیمه رحیمی و نسرین ثامنی) بیشترین فروش را داشت/فروش کتاب های ادعیه و قرآنی هم البته خوب بود اما متاسفانه ما دعا می خوانیم ولی نمی خواهیم به آن عمل کنیم.
    استاد گرامی شما می توانید از طریق نقد و مسابقه دانشجویان خود را به مطالعه ترغیب و تشویق کنید و یا با ایجاد مباحث نقد گونه در پایان هر کلاس آنها را به مطالعه تشویق کنید

    پاســخ

    # نويسنده : bahmanpur | زمان ارسال : 29/08/1388 - 14:52

    سلام برجناب دکتر امانی عزیز
    چقدرزیبازوایای مختلف کتاب این گویای خاموش راازنظرکمی وکیفی معرفی وباز نموده اید.شایدباورش سخت باشدولی هنوزهستندکسانی که بجای آن شعرزیبا ی درس معلم اربودزمزمه محبتی....جمعه به مکتب آوردطفل گریز پای را.تانباشدچوب ترفرمان نبرد........رادردستورکارخوددارند.هم درخانواده .هم جامعه وهم مدرسه.چندسال پیش مسئول انجمن مدرسه ای بودم.ازطریق یکی ازوالدین متوجه این موضوع شدم.وقتی تحقیق نمودمدیدم والدین به بچه ها میگویند:اگرفضولی کنی به مدیرت میگوییم.!!!جلسه ای ترتیب دادیم وضمن توضیحات لازم با اشاره به همین شعربه والدین گفتیم شما مدرسه را با پادگان اشتباه گرفته اید.فرزندشما بایددرمدرسه احساس امنیت کند.باید معلمش رادوست داشته باشدو....به معلم هم درخلوت گفتیم برادرکدام قانون به تواجازه کتک زدن داده؟دکترعزیزخروجی ماازنهادهای آموزشی ازنظرمدرک زیاداست امامتناسب بانیازهای جامعه نیست.فرهنگشان هم دوگانه است.آنچه برای امتحان یادگرفته اندباآنچه باوردارندودرجامعه باآن مواجه هستندیکی نیست.من به چشم خوددیده ام که بچه ها هنگام خروج از مدرسه باهم درگیرشده وبا کیف همدیگررامیزنند.درخیابنها ببینیدباچه ادبیاتی بارهگذران پیروجوان صحبت میکنند.ماوقتی از مدرسه خارج میشدیم تادرمنزلمان به صف میرفتیم.فقط به افراد منظم ترنمره بهترمیدادند.مامیبینیم دردنیا بالا بودن آمارکتابخوان.نشریات.تحصیلکردگان دانشگاهی و....مساوی است باتوسعه.رعایت بهداشت عمومی.قانون گرایی و....خلاصه اینکه ماکتاب خوان کم داریم.درواقع تقاضا کم است.اگرتقاضا زیادباشدومردم قدرکتاب رابدانندوبگویندکه چگونه کتابی را میخواهندبادلال بازی هم که شده برایشان مهیا مکنند.به قول بزرگترها، طرف غله بر نیست داس راخوب بدمیکند.

    پاســخ

    # نويسنده : پيمان | زمان ارسال : 29/08/1388 - 20:55

    سلام . استاد اماني عزيز همانگونه كه ميدانيد كنشها يا واكنشهاي افراد در پاسخ به احساس نيازي است كه ميكنند .نياز را هم احساس محروميت در يك فرد تعبير كرده اند كه آن فرد با تلاش براي رفع آن محروميت در حقيقت نياز خود را پاسخ ميدهد و به عبارتي ديگر در مسير رضايت خود اقدام به عملي ميكند. كتاب خواني و مطالعه ( به صورت عام ) هم اگر از بعد نياز انسانها به كسب معلومات بيشتر در نظر گرفته شود را ميتوان در همين چارچوب مورد بحث قرار داد. براستي چرا احساس نياز جامعه ما به مطالعه كم است . پيرو آن مكانهاي پاسخگويي به اين نياز يا همان كتابفروشي ها يا تعداد كتابهاي منتشره هم كم است ؟ نياز و احساس نياز قابل پرورش است يعني نياز وجود دارد ( در هر حال ) اما اولويت بندي نيازهاي گوناگون با توجه به ذهنيتها و فرهنگ غالب جامعه صورت ميپذيرد. امروزه مسابقات فوتبال نياز عده كثيري از جامعه ما را به هيجان ارضا ميكند اما متاسفانه نياز به كسب علم به دلايل متعدد تاريخي و اجتماعي نياز اول جامعه ما محسوب نميشود ( يا جزء اولويتهاي اول ) بنابرين هر چه ما بگوييم چرا ميزان مطالعه در جامعه ما كم است اثر بخش نخواهد بود . راهكار اين مساله هم پروراندن نياز به مطالعه در جامعه است كه البته كاريست سخت اما شدني. همت والايي طلب ميكند و صداقت در ادعا كه با كمال تاسف در طي قرن گذشته وقايع سلسله وار سياسي و اجتماعي جامعه ما را از ترتيب بندي صحيح نيازهاي خود باز داشته است و مسوولان امر نيز به پيروي از سياست زدگي جامعه سياسي انديشيده اند تا فرهنگي . خلاصه كلام اينكه تا زماني كه مطالعه به يك ارزش در جامعه ما تبديل نشود گفتن از مزيتها و ويژگيهاي آن در عموم افراد جامعه تاثيري نخواهد داشت پس حد اكثر كاري كه دلسوزان فرهنگي ما ميتوانند انجام دهند تبليغ مطالعه به عنوان يك ارزش است و بس .

    پاســخ

    # نويسنده : سعادتي | زمان ارسال : 30/08/1388 - 16:16

    سلام بر دوستان عزيز
    چگونه مي خواهيم فرهنگ كتابخواني در دانش اموزان و دانشجويان -كه قشرموثر وبزرگي از جامعه هستند -نهادينه شود وقتي آموزگاران با همه اشكال ارتباطي غريبه اند؟!
    عليرغم برتري خاصي كه كتاب نسبت به اشكال ديگر ارتباطي مثل مجله و روزنامه و ... دارد، اما كاش مطالعه همين ساندويج هاي مطبوعاتي هم زياد مي شد بلكه دريچه و رهنمودي ميشد براي بالا رفتن آمار كتابخواني.كاش آموزگاران ما حتي به خواندن مجله هاي زرد عادت مي كردند ، نخواندن بين خانم ها بيداد مي كند دوستان!!!
    مطلب زير را در «ناآمده سيل ...» هم آورده ام احساس مي كنم با بحث دوستان تاحدودي ارتباط دارد:
    شروع تحصيل فرزندانم با شروع تدريس من در دانشگاه تقريبا همزمان شد. اين همزماني موجب شد كه بتوانم بعضي از مشكلات آموزشي را كه بارها شنيده و خوانده بودم ، بطور ريشه اي تر درك كنم و احيانا روي بعضي از راه حل ها و درمان هاي ارائه شده اصرار بورزم.
    ضعف فرهنگي ، بينش بسيار محدود و اطلاعات بسيار كم و ناقص در زمينه هاي مختلف، در بين بعضي از دانشجويان خصوصا دخترخانم ها، نشان مي داد كه نه تنها در سيستم آموزشي ما با آن ها كار فرهنگي نشده، بلكه بستري يا تبليغات فراخوري هم نبوده كه دانش آموز بطور فردي و مستقل به سمت و سوي مطالعه وآگاهي سوق يابد. وقتي فضاي مدارس را در ذهنم مرور كردم، واقعيتي غير از اين ديده نمي شد، از خودم گرفته تا همكارانم و مدير و معاون و ...حتي والدين دانش اموز ، دغدغه ي اصلي مان اين بود كه مطالب كتاب گفته شود، وقت بگذرد و در بهترين شكل ، دانش آموزان براي موفقيت بيشتر در كنكور آماده شوند و اين چيزي جز آموزش بي پرورش نبود.


    پاســخ

    # نويسنده : bahmanpur | زمان ارسال : 30/08/1388 - 16:51

    سلام براستادامانی عزیزومهندس صاق بزرگوار.
    حناب دکتر امانی ازحسن نظر وروشنگری شما دررابطه باعوامل بی رغبطی جامعه به کتابخوانی متشکرم.بلاخره امشب چشممان به یک نشست آبکی دررابطه با هفته کتاب درشبکه دوروشن شد.
    واما جناب مهندس آصفی وبلاگ ارگان سبزفقط یک مطلب دارد(جام زندگی دربهبهان)درموردآقای سپهرهمان که آقای صدری نوشته اندرااگر به دقت برسی فرماییدمیبیندکه نکات مثبت ایشان بردیگرموارد میچربد.وقتی ایشان به بهبهان آمدنداداره ارشادیک پست تشریفاتی بود.جایی برای اسقرارنداشت.درروستاهاچیزی به نام کتابخانه نبود.آنچه امروز میبینیدبه قول آقای صدری نتیجه همان سلام لری ایشان است .البته نبایدحمایتهای مرحوم زارعی را هم نادیده بگیریم پشت گرمی آقای سپهرازایشان بود.متاسفانه باروی کارآمدن آقای خاتمی بزرگرترین ضربه درکشوربه شهرماوارد شد.اصلا بحث قومیت دربهبهان حل شده بودحساسیت لروبهبهانی به واسطه درک واحترام متقابل به حداقل رسیده بود.رای آقای عابدی وزنده یادزارعی درروستاها بیشترازشهربود.به هرصورت اگرروزی بیایدکه انسانهارا بااعمالشان بسنجندوپست بدهند نه با عقایدسیاسی آنها آن روز میشودامیدواربودکه پیشرفت حاصل خواهدشد.
    درضمن وقتی واردسایت بشیرنذیر میشوم امکانات تغییرات رنگ.سایزخط ودرج عکس ....وجودنداردلطف برسی فرمایید.

    پاســخ

    # نويسنده : جمشید | زمان ارسال : 1/09/1388 - 11:14

    با درود
    از خواندن مقالات آموزنده شما بسیار لذت برده و آموخته و می آموزم. و از تمامی شما سپاسگزارم و ناگفته نماند که به وجود همشهریانی فرهیخته مثل شما افتخار میکنم.
    در رابطه با خواندن و کتاب یکایکتان بشایستگی گرفتاری را عنوان کرده اید و شک ندارم که با وجود فرهیختگانی بمانند شما راهکاری برای این معزل پیدا خواهید کرد هرجند که کاریست بسیار دشوار. الاخص با شرایط و موقعیت شما در ایران و نبود آزادی پندار و گفتار و کردار
    فقط یک چیز آنهم بنا به تجربیات شخصی از فرزندانم به این نتیجه رسیده ام که ایجاد اشتیاق به خواندن راباید در زمان طفولیت و با خواندن مداوم کتاب برای نوزاد آغاز کرد. و محدودیتی برای نوع کتاب برای بچه ها نگزاریم. باید بگویم که با این کار فرزندام معتاد به کتاب شده اند

    پاســخ

    # نويسنده : سعادتي | زمان ارسال : 1/09/1388 - 14:25

    ادامه:
    اين وضع همچنان ادامه دارد.هنوز در مدارس ماسايت هاي كامپيوتري اگر هم باشند دكوري هستند،‌ هنوز معلم ابتدايي زنگ هنر را از بچه مي دزدد تا رياضي بيشتري به او بياموزد، هنوز اداره مجوز شركت در نهالكاري را با اكراه به دانش اموز مي دهد، هنوز مسوول پرورشي مدرسه براي راه اندازي يك برنامه فرهنگي خودجوش وغيربخشنامه اي در مدرسه اش همت نمي كند، هنوز... با وجوديكه تقريبا تمامي مديران و آموزگاران روش هاي نوين آموزشي و پرورشي را مي دانند، اما روحيه ي تعليم دادن با اين روش ها را ندارند. هركدام هم دلايلي مي آورند بيشتر از همه اينكه والدين از يك معلم خوب انتظار دارند كه تمام ساعت كلاس را مشغول درس دادن(به معني حل مسئله و توضيح و تشريح مطالب و تست گفتن و ...)باشد. متاسفانه در اينجا مدير نقش و وظيفه ي مديريت را فراموش مي كند. چه بسا يك مدير لايق با يك جلسه ي توجيهي بتواند هم معلمين و هم والدين را توجيه كند و جو آموزشي را به سمتي سوق دهد كه دانش آموز علاوه بر خواندن و نوشتن و حساب كردن، درست انديشيدن، درست انتخاب كردن، درست رفتاركردن، حقوق خود و ديگران را شناختن، تعامل جمعي داشتن و ... را هم بيابد.

    مطمئنم نوشته هايي از اين قبيل را بعضي كه مي خوانند انگ ايده آليستي به ان مي زنند اما اگر يك بار ديگر نوشته مرور شود معلوم مي شود كه هيچ نكته پيچيده يا هزينه بر يا ناهماهنگ با آموزش و پرورش ما در آن وجود ندارد فقط به مقداري تلاش و كلان نگري در عين دقت در جزييات احتياج داردو البته افزايش سطح مطالعه در بين اموزگاران.

    پاســخ
    
    ارسال نظر
    نام شما :
    آدرس ايميل :
    كد امنيتي : تصوير كد امنيتي
    ريست کد
      اعداد بالا را داخل کادر وارد نمایید
    كد را وارد كنيد :


     
    پنل کاربری
     
    جدیدترین مطالب
     
    مطالب تصادفی

    لینک دوستان
    » خبرگزاری شهری بهبهان امروز
    » آتیه بهبهان
    » اهدای عضو_اهدای زندگی
    » بهبهان شهر
    » مستانه 1
    » هفته نامه ندای بهبهان
    » صفای بهبهان
    » اشعار استاد "محمد حسین مرتب"
    » نرگس ناز
    » منصوریه
    » ناآمده سیل تر شدستیم..
    » انجمن مجازی بهبهانی تباران
    » بهبهان تیوا
    » لغات و اصطلاحات اصیل بهبهانی
    » مرکز پژوهش و تحقیقات بهبهان
    » فقط بهبهو
    » مح شفی تولهی
    » بهبهان پر
    » گپ دل
    » نشانی
    » بهبهان نگاشت
    » ارگان سیتی
    » مرکز عمران بهبهان
    » دریزکو
    » بهبهو
    » ارجان پدر بهبهان جدید
    » مهندسین آریاگان
    » اشعار استاد عباس سلطانی
    » ارگان سبز
    » اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهبهان
    » ساسان شکوریان
    » باشگاه پژوهشگران جوان بهبهان
    » نوراندیش
    » مهر اندیش
    » پایگاه اختصاصی دکتر "میثم امانی"
    » فرمانداری بهبهان
    » فزهنگ و هویت بهبهانی
    » وبسایت "نرگس ناز"
    » کاکا یوسف_اشعار شاعر بهبهانی،حجت اله صباحیان
    » مهستان رستاخیز هنر
    » شعرک ها..
    » مدیریت آموزش و پرورش بهبهان
    » انتفاضه فرهنگی بهبهان
    » ورزش شهرستان بهبهان
    » هیات شطرنج بهبهان
    » هیات ورزشی رزم آوران بهبهان
    » اولین دفتر پیشخوان دولت در بهبهان
    » بهبهان آرامیس
    » انجمن نانو پژوهشسرای خوارزمی بهبهان
    » انجمن رباتیک پژوهشسرای خوارزمی بهبهان
    » پژوهشسرای خوارزمی بهبهان
    » انجمن ستاره شناسی بهبهان

    آرشیو ماهانه

    جستجو