16 اذرماه هرساله بهانه خوبی است تا بیندیشیم و دوباره بیندیشیم درباره هویت دانشجویی و چند و چون هایش وبا خودانتقادی تازهبتوانیم راه حرکت خویش را استوارتر و مستمرتر روشن ساخته و گامی چند جلوتر برویم. انچه درباره روز دانشجو به ذهنم می اید در سطوری چند با شما درمیان خواهم گذاشت:
1- در احوال ویت گنشتاین فیلسوف انگلیسی نوشته اند که او به دانشگاه آبرو بخشید نه دانشگاه به او. کسانی هستند که خودشان بی شکل اند و بی هویت و تازه با دانشگاهی شدنهویتی جدید به نام دانشجو یا استاد می یابند و البته اگر انها را ازاین هویتخلع لباس کنند دیگر هویتی برازنده خویش نخواهند داشت. کسانی دیگر نیزهستند که هویت خویش را قبل از دانشگاه و بعد از دانشگاه یافته اند و تازه با ورود به دانشگاهبرای دانشگاه افتخارافرین خواهند شد. یادم هست در دوران مدرسهبعضی مدارس به داشتن دانش اموزان درس خوان و هنرمند می بالیدند و درواقع حضور انها دران مدرسه مایه سربلندی بود. اگر چه دانشگاه بی دانشجو معنی ندارد اما دانشجو هویت خویش را مدیون دانشگاه نیست . این دانشگاه است که باید ببالد که دانشجو دارد نه اینکه دانشجو به خود ببالد که وارد دانشگاه شده است. مکان هاست که اعتبار خود را باید از ادمی بگیرند نه ادمی اعتبار خود را از مکان ها.
2-مهم تر از دانشجوبودن ، فرهنگ دانشجویی است. مرحوم علامه جعفری گفته اند که من دانشجو را با سه علامت می شناسم: تخصص ، معلومات و اخلاق. دانشجو در درجه اول باید در رشته مورد تحصیل خودش بیندیشد و بخواند و پیش برود اما کافی نیست ؛ باید معلومات عمومی داشته باشد از رشته های دیگر البته به اندازه نیازش و نیز از وضعیت اجتماعی – تاریخی – سیاسی – فرهنگی جامعه خویش اما بازهم کافی نیست؛ دانشجو باید اخلاق دانشجویی داشته باشد. تعصب گرایی، تقلید گرایی، احساسات گرایی ، علم گرایی، همگی بایسته های اخلاق دانشجویی است. دانشجویی که علم دارد اما اخلاق گفتگو و تحمل و مدارا ندارد یک بال پرواز ندارد. زیاد شدن دانشجو اگر چه می تواند به گسترش علم و معرفت مدد برساند اما کافی نیست. باید روحیه دانشجویی به موازات ان پرورش بیابد.اگر جامعه چند دانشمند واقعیمثل پروفسور حسابی و انیشتین و نیوتن داشته باشد می ارزد تا این همه دارندگان مدرک کارشناسی.
3- سه نوع تعلیم و تربیت وجود دارد: تعلیم وتربیت سنت محور که جامعه از طریق فرهنگ پذیری اموزه ها و باورهای خویش را منتقل می کند؛ تعلیم و تربیت پیشه محور که استادکارومتخصص پیشه و شغل خویش را به شاگردشمنتقل می کند با این هدف که شاگرد شبیه خودش بشود وتعلیم و تربیت دانش محور که معلم و استاد به دانش اموز و دانشجو علوم مختلف می اموزد. مدارس و دانشگاههای ما مبتنی برتعلیم و تربیت دانش محور است واین کافی نیست. انتقال دانش صرف فایده ای ندارد. اموزش دروس عمومی و تخصصی خوب اند اما اگر همراه با انتقال اخلاق داشجویی و پاسخ به چه باید کرد ها ی دانشجویان نباشد به موزه ذهن سپرده خواهد شد.
2- چیست که دانشجو را می سازد: این سه عامل : اولا سیستم اموزش صحیح ثانیا اساتید ثالثا همت و پشتکار خود دانشجویان. مایلم دراین مجال برنقش اساتید تاکید بنمایم. ماکسیم گورکی می گوید کسی که می خواهد استاد خوبی باشد باید دروهله اول دانشجوی خوبی باشد. انکه دانشجویی نکرده استادی به معنی درست ان نتواند کرد. انکه به دانشگاه ابرو نبخشیده ، انکه درتعلیم و تربیت دانش محور پرورش یافته ، انکه فرهنگ دانشجویی ندارد بی تردید استاد خوبی نخواهد بود. بی تردید اگر استادسست بشود دانشجو سست خواهد شد و اگر استاد کارخودش را جدی نگیرد دانشجو هم جدی نخواهد گرفت.
16 اذر ماهسالروز شهادت سه آذر اهورایی و روز دانشجو که عمود علم و اخلاق و بیداری است برهمه دانشجویان به خصوص دانشجویان عزیز بهبهانیگرامی باد.
سلام. دانشجو باید اخلاق دانشجویی داشته باشد. تعصب گرایی، تقلید گرایی، احساسات گرایی ، علم گرایی، همگی بایسته های اخلاق دانشجویی است. استاد امانی عزیز متاسفانه امروز همه باید ها و بایسته های ما در مدرک گرایی خلاصه میشود. یعنی حتی نوع آموزش در کشور ما که بنا به گفته شما آموزش محور میباشد جهت گیری مدرک گرایی دارد. با کمال تاسف در سالیان اخیر ، خصوصا ، حتی آموزش و انتقال صرف دانش نیز محور حرکت دانشگاههای ما نیستند . البته همه آنچه امروز شاهد آن هستیم برآیند فشارهای اجتماعی , فرهنگی ، سیاسی و قوانین نامتعادل دولتی است که آموزش دانشگاهی ما را مدرک گرا کرده است و البته اخیرا جنبه سرگرم شدن هم پیدا کرده چرا که تعدادی از دانشجویان برای رفع بیکاری و خوش بودن دانشگاه را محیط خوبی برای گذران فراغت !! خود میدانند.
استاد همه ی حرف های شما درست اما در کنار این همه حرف خوب و منطقی فراموش نکنیم دانشجو باید بیدار باشد ،دانشجویی که آگاهی می گیرد باید این آگاهی را ببخشد/دانشجو باید آرامانگرا باشد تا جامعه را از رخوت و سستی برهاند/دانشجو باید حرف بزند اعتراض کند مخالف باشد تا در پس آن دموکراسی و توسعه به ارمغان آید/رهبر انقلاب در جایی فرمودند خدا لعنت کند او که نمی خواهد دانشگاه سیاسی باشد(البته قریب به مضمون)دانشگاه محل تحصیل علم است اما امام خمینی آن را مبدا تحولات هم دانستند تحول علمی و اجتماعی و سیاسی و البته دانشگاه با دانشجو زنده است و این روزها حرف زدن دانشجو یعنی باتوم خوردن و بازداشت شدن اگر دانشجو حرف نزند اگر حرفش را به درستی و آزادانه نزند نتیجه اش اعتراض و سرکوب و دستگیری می شود/استاد به دانشجویانت یاد بده مخالفت باشند یاد بده اعتراض کنند یاد بده آزاده باشند و به آنها یادآور کن که تمام طول سال تحصیلی روز دانشجو است
سلام به دكتر اماني . استاد دانشگاه آقاي صدري خبرنگار ايسنا و مهندس پيمان همشهريان عزيز بهبهاني شما اينقدر جالب و كارشناسانه مطلب و نظر مي نويسيد كهمن نمي دانم چه بگويم شما همه حرفها را زده ايد . اما از نظر من هم دانشگاه بايد محل انسان سازي باشد . فرهنگ سازي باشد . بايدمحلي نه تنها بريا علم و دانش بلكه براي كشف واقعيت و حقيقت يابي باشد . بايد محلي براي پروهو تحقيق در مورد مسائل مختلفاز جمله سياسي و جامعه باشد . و غيره اماآن چيزي كه متاسفانه شاهد آن هستيم . محدود كردن و بي اعتبار كردن دانشجو است . خفه كردن دانشجو است . تهديد كردن و سركوب و تحقير دانشجو است . اما متاسفانه اين در يك كشور اسلامي و مردمي مردود است بايد تجديد نظر در بعضي از سياست ها اعمال شود . وگرنه اين وضع بد خوشبختانه يا متاسفانه همچنان ادامه خواهد داشت تا اينكه كشور ما از همه نظر بدترين باشد و شاهد جنگ و خونريزي و غيره . با تشكر از شما و همه كارشناسان و همه همشهريان عزيز . يا علي ...