چند سال است که نام روز بهبهان برسرزبان اهالی فرهنگ و دنیای مجازی افتاده است. اگر چه تعیین دقیق ان اختلاف برانگیزشد ولی خوشا که دست خوش فراموشی نشده است.دراین دوسه ساله بنا داشتم چند مسئله دراین باب را به بحث بگذارم ونشد و گذاشته ام تا وقت ان برسد. انچه دراین فرصت بیان خواهم کرد اینست که ما "خود" هایی مختلف داریم ویکی اش "خود شهری" است وتعیین روز بهبهان نشان گر خود شهری ماست.
مقدمه اول ؛
ادمی یک " من" یا " خود" یا رایج تر " هویت " دارد که خودش را باان تعریف می کند . این خود ها یا هویت ها پاسخ هایی است که ما به پرسش " من کیستم" می دهیم و اگر پاسخی نیابیم پیامدهایی خواهد داشت که نمونه اش بحران هویت است ودراین عصر پست مدرن که هویت ها دچار تصادم و هم پوشانی شده اند بیداد می کند.
خود ها انواعی دارند. خود شخصی یعنی تصور و تلقی هرکسی از خودش به عنوان یک شخص واحد با خصوصیات روان شناختی ، زیست شناختی ، جامعه شناختی و غیران. خود خانوادگی یعنی هویت سببی و نسبی هرکسی که درارتباط با خانواده اش شکل گرفته است. خود ملی یعنی همان احساس " ما" که اعضای یکی ملیت واحد درسایه تاریخ ، زبان و فرهنگ مشترک یافته اند. خود دینی یعنی احساس " ما" که پیروان یک دین درسایه داشتن باورهای مشترک پیداکرده اند و خود بشری یعنی هویت انسانی ما فارغ از هرعامل متمایزکننده و تنها به عنوان یک انسان{ خود هایی دیگر نیزهست مثل خود قومی ، خود نژادی، خود طبقاتی که ذکر همه انها لازم نیست}
این خود ها اولا نشان گر هویت ادم اند اینکه کیست و چیست وبدین وسیله خودش را ازدیگران متمایزمی سازد ثانیا نشان گر احساس تعلق ادم است به ان خود ها. ادمی چون احساس تعلق خاطر به خانواده دارد خودش را با خانواده اش تعریف می کند وچون احساس تعلق خاطر به ملیت دارد خودش را با ملیت خویش تعریف می کند.
هرچه از طرف خود شخصی به طرف خود بشری می ایید دایره خود خواهی کمتر شده و دایره دیگر خواهی بیشتر می شود. ادمی تا دربند خود شخصی است فقط به خودش می اندیشدولی کمی که بالا امد به خانوده اش خواهد اندیشید. کسانی هستند که فقط درحصار خود خانوادگی می مانند ودیگر به بقیه نمی اندیشیند و اینجاست که پارتی بازی های خانوادگی شروع می شود.کسی که به مرحله خود بشری می رسد توانسته انچه برخود می پسنددد بردیگران بپسندد وانسان را با چشم انسانیت بنگرد.
اگر کسی یکی از این خود ها را نداشته باشد معلوم است که درساختار شخصیت وی نقص وجود دارد. بالاخره ادمی ابعاد مختلفی دارد وبا همه ابعادش ادم است و اگر یکی را نادیده بگیرد دچار نقص خواهد شد. کسی که به خانواده یا کشور خود تعلق خاطر ندارد معلوم است که در ساختارفطرتش اشکال وجود دارد. کسی که این تعلق خاطر ها را ندارد نشان می دهد که هویت اصیل ادمی خویش را نگه داشته است. بی دلیل نیست که گفته اند وطن دوستی از ایمان است.
مقدمه دوم؛
بین خود خانوادگی و خودملی یک خود دیگر وجود دارد که دایره اش از خانواده بیشتر و لی از ملیت کمتر است و ان خودشهری است ؛ هویت شهری. یعنی ان احساس " ما" که درسایه تعلق داشتن به یک شهر واحد شکل گرفته است. خود شهری ما اهالی بهبهان هویت بهبهانی داشتن یعنی احساس تعلق مای گروهی به شهری واحد است. شهر را اگر چه با مولفه جغرافیای اش تعریف می کنند اما خود شهری ما علاوه بر داشتن جغرافیای مشخص دایرمدار داشتن گویش ، تاریخ و فرهنگ مشخصی است لذا هویت بهبهانی ما فقط به داشتن جغرافیای خاص نیست به داشتن گویش ، تاریخ و فرهنگ خاصی است که به طور نسبی متمایزاز بقیه گویش ها ، تاریخ ها و فرهنگ هاست. انانکه برهویت شهری خویش تاکید می کنند نشان می دهند که احساس تعلق خاطر به شهر خویش دارند ولذا نه تنها نقصی در ساختارشخصیت انها نیست که اتفاقا رشد یافته اند واز مرحله خود خانوادگی به درامده و توانسته اند به کسانی دیگر به نام همشهریان خویش نظر بیندازند. نکته ای که بدنیست اشاره بکنم اینست که این خود ها جدای ازهم ودرتعارض با هم نیست لذا داشتن خود بهبهانی به معنای نداشتن خود ملی یا بشری نیست بلکه چنانچه در مقالات اتی خواهم گفت هویت بهبهانی نیازمند بازتعریف مجدد است تا رابطه اش با بقیه خود ها مشخص بشود.
مقدمه سوم؛
مطرح شدن روزی به نام روز بهبهان نشان گر خود شهری ماست. بیان گر رشد فکری کسانی است که ازدایره خودهای محدودتر بدرامده اند. این همه نیروی بهبهانی در تمام نقاط کشور بلکه درتمام نقاط دنیا اگر روزی به نام روز بهبهان داشته باشند عامل مشترک و هویت شهری واحد خویش را بهتر درک خواهند کرد وبه اصل خویش بازخواهند گشت.
اگر می خواهیم نسل ما دچار بحران هویت نشود بیاییم لااقل هویت شهری او را برایش به تصویربکشیم.ادم بی هویت یعنی سنگ ، یعنی هیچ.
روز بهبهان اگر چه ممکن است به فرض رسمی شدن دچار کلیشه و تکرار شود ولی بالاخره همان گونه که هرفردی روز تولد خودش را ولو یادش برود ، همیشه با خودش حمل می کند و هرجا پایش بیفتد به زبان می اورد هویت شهری را مانیزبا خود حمل خواهیم کرد وبه خود خواهیم بالید که روزی داریم به نام روز بهبهان که معرف جغرافیا، گویش ، تاریخ و فرهنگ ماست.اگر روز بهبهان داشته باشیم هرساله خواهیم توانست به نخبگان و برجستگان خویش مدال هویت بهبهانی بدهیم ومعرفی کنیم.
نمی خواهم بگویم که داشتن هویت شهری فقط با تعیین روز بهبهان میسر خواهد شد. تعیین روز بهبهان یکی ازاین اقدامات است ولی بهرحال ضروری است.
بی تردید یکی از چند عامل مطرح شدن روز بهبهان و اصلا توجه به هویت بهبهان مسئله جهانی سازی است که به تعبیر بعضی متفکران غربی سازی است و غربی سازی معنایش یکدست شدن جهان با فرهنگ غربی است. طبیعی است که فرهنگ ها دربرابر موج یکدست سازی مقاومت خواهند کرد وبه بازیابی دوباره هویت خویش خواهند پرداخت. روز بهبهان ما ازاین قاعده مستثنی نیست و عامل هویت بخش ما درروند جهانی سازی خواهد بود.
بجای نالیدن ازاینکه فرزندان ما غرب زده شده اند بیاییم به راه های بدیل بیندیشیم و یکی ازاین راه ها داشتن هویت شهری است و اگر روزی به نام روز بهبهان داشته باشیم وبه هویت اصیل خویش برگردیم خواهیم توانست بااین موج غربی سازی که درصدد ویران سازی است به مقابله برخیزیم.
خدمت جناب اقای بهمن پور تحلیل خوبی است هرچند باید منتظر بمانم تا بقیه اش رانیزبخوانم به ویژه که جنبه مقایسه ای دارد. واقع مسئله اینست که بیکاری مثل بقیه پدیده های اجتماعی تک عاملی نیست و چند عاملی است. هم عامل اقتصادی هست هم مدیریتی هم جفرافیایی هم زمانی هم فرهنگی. از عومال فرهنگی مثلا بالا رفتن سطح توقعات است واینکه جوان امروز تن به هرکاری نمی دهدیا چشم وهم چشمی ها و مدرک گرایی و روجیه مصرف گرا. درقدیم جوانها با بردن دام به چرا و کشاورزی قانع بودند ولی الان کسی که مثلا مهندسی گرفته راضی نمی شود که برود سرزمین کاربکند یا کارکارگری بکند. عامل زمانی مثلا شغل هایی که فصلی اند مثل کشاورزی که درفصول خاصی از سال جریان دارد وبقیه فصل ها کشاورز بیکارمی ماند.عامل اقتصادی مثل وجود تورم که البته بخشی اش جهانی است یا بالارفتن تقاضا و بهم خوردن موازنه ان با عرضه ، یا عدم حمایت از تولید داخلی یا بی توجهی به نیروی تحصیل کرده ونیروی انسانی درکنار نیروی طبیعی که شما به درستی بران انگشت گذاشته اید. عامل اجتماعی مثل سخت تر شدن شرایط ازدواج ، سنوات تحصیل و سربازی، انفجار جمعیت و بخصوص امار هفتاد درصدی جمعیت جوان کشور.عامل تاریخی مثل تنبلی نسبی که درما ایرانی هاهست. روحیه قهرمان پرستی که انتظار داریم کسی بیاید و مشکلات را یک شبه حل کند و انداختن بارها و تقصیرات به گردن دیگران وغیره. لذا پدیده بیکاری یک پدیده ذوابعاد است والبته شما از دریچه اقتصادی به تحلیل ان نشسته اید که می تواندبه عنوان شاخصه توسعه اقتصادی به شماربیاید.چشم انتظارم تا شماره های بعد.
به برادر عزیزم فرزاد صدری که خودش نماد هشیاری و بیداری است چراکه خبرنگاران مظهر این صفت الهی اند که " لا تاخذه سنه و لانوم" : درقرن بیستم بحث شده است که ایا وظیفه روشنفکر فقط نظرپردازی است یا علاوه بران عمل پردازی هم باید داشته باشد؟ بعض هنور ماهیت روشنفکری را نظر پردازی می دانند فارغ از هرگونه ورود به زندگی روزمره و عم کردن در حوزه اجتماعی وبعض دیگر نظر پردازی و عمل پردازی را توام می داند مثل مارکسیست ها و بعضی روشنفکران فرانسه نظیرژان پل سارتر و نیزمتفکران بومی مان مثل دکتر علی شریعتی. واقع مسئله اینست که از درچه دنی اگر بنگریم نظر و عمل یا علم و عمل جدا نیست و باید معطوف به هم باشد لذا درکنار نظر پردازی عمل پردازی شرط است. از قول مرحوم علامه جعفری اورده ام که یکی از خصوصیات دانشجو اطلاعات عمومی اوست به ویژه را جع به تحولات دنیا و اواع اجتماعی سیاسی فرهنگی و اقتصادی جامعه اش. هشیاری مقدمه بیداری است. باید اولا هشیار شویم تا بعد بیدار شویم .اگر هشیاری نباشد عمل پردازی بیهوده و عبث خواهد شد لذا نه نظر پردازی صرف درست است نه عمل پردازی صرف . هردو اما در ارتباط باهم و به موازات هم.
سلام جناب دکتر امانی گره از نظر من مطلب بلندی بود و خیلی از همشهری های ما می دانم که حوصله خواندن مالب بلند را ندارند اما مقاله جالبی برای شناخت خود و البته من مطالب شما را کامل خواندم زیرا با شناختی که از شما استاد بزرگوار دارم و مدتهاست در فضای فرهنگی دانشگاه مشغول درس دادن هستید .و همانگونه که معلمی شغل انبیا است و مطلب شما و شخصیت شما را تحسین می کنم امیدوارم خیلی ها مثل شما و امثال شما خود و هویت خود را بشناسند بدانند در کدام شهر و کشور به دنیا امده اند و زندگی می کنند . متاسفانه گویش بهبهانی مثل خود بهبهان در حال ویران شدن است . حاصل تحقیقاتی در دانشگاهی از آمریکا اعلام کرده بود که تا جند سال دیگر به جز زبان چند کشور بقیه زبان ها و غیره از بین خواهند رفت یا به دست فراموشی سپرده خواهد شد . ما هویت خود را فراموش کرده ایم . باید بهبهان و بهبهانی زنده باشد باید گویش ان زنده و پایدار باشد کیست از جمع همشهریان ما که دوست داشته باشد بهبهان و بهبهانی و گویش و هویت بهبهانی از بین برود ؟! کسی دوست ندارد اما متاسفانه این دارد انجام می شود و بهبهان و بهبهانی و گویش بهبهانی و هویت بهبهانی و وطن دوستی از بین می رود اما باید فکری به حال آن کرد اما شاید همین کارها از جمله روزی به نام بهبهان و جشن و شیرینی در آن روز به عنوان روز ارگان یا بهبهان خود می تواند راه حلی برای زنده و پاینده نگه داشتن بهبهان و بهبهانی و هویت بههبانی و زنده نگه داشتن حس وطن دوستی و شهری که در آن بزرگ شده ایم باشد . یکبار دیگر از شما دکتر امانی و آقای آصفی مدیر سایت بشیر نذیر و بقیه دوستان یا همشهریانی که حتی در فضای مجازی و غیره سعی می کنند بهبهان و بهبهانی و هویت بهبهانی و حس بهبهان دسویت و زنده و پاینده باشد و پیشرفت کند و شهروندان در شهر خود احساس امنیت رفاه و آرامش و خوشحالی کنند تشکر می کنم و امیدوارم همچنان زنده و پاینده باشید ... امیدوارم همشهریان من هر کجای ایران یا جهان که هستند زنده و پاینده و سرحال باشند .
خدمت جناب دکترامانی عزیزسلام عرض میکنم. دکترجان اینکه تحصیل کردگانی چون جنابعالی وآقای مهندس پیمان کاویانی تمام مراحل خودی را متعهدانه تجربه میکنیدوباانجام وظیفه درخارج از بهبهان همشهریان خودرافراموش ننموده ایدواینگونه وقت وامکانات برای پیشرفت زادگاه خودهزینه مینماییدرابه فال نیک میگیرم وبه نوبه خودم هم تشکروقدردانی مینمایم وهم ازخداوند متعال برایتان آرزوی موفیت دارم. جناب دکترواقعأبه نکته بسیار جالبی اشاره فرموده اید.منتظردیگران نشستن،تقصیررابه گردن دیگران انداختن.فلانی هم آمدوهیچ نکردو.....اینهاباورهایی است که خواسته یاناخواسته واردفرهنگ ماشده.مابایدبه این باوربرسیم که سرنوشتمان به دست خودمان رقم خواهدخورد.جناب دکتریکی ازهمشهریان تحصیلکرده مان باحدودپنج هکتارزمان که روی آن کارکشاورزی میکند ودامداری هم داردهرساله کشاورز نمونه است وبهترین درآمدراهم دارد.بایددراین زمینه فرهنگ سازی شود.بایدازاول دوره دبیرستان باانجام آزمون وتشخیص علاقه وتواناییهای دانش آموزان برای کاری که استعدادانجام آن را دارندآموزش ببیند.کارکشاورزی مثل سابق فیزیکی وخسته کننده نیست بلکه برای اوکه علاقه مندباشید به فرمایش حضرت علی(ع) تفریح است .بقیه مشاغل هم همینطور. دوست عزیز،همین دیروزیکی ازجوانان همشهریمان به وسیله تناب خودکشی نموده.بنده تحقیق نکرده ام.اماآمارها درصدبالایی ازاین عمل تاسف بارراازتبعات بیکاری عنوان نموده اند.امیدوارم باتدابیر لازم هرچه زودترحرکت امیدوارکننده ای صورت گیردتاشاهدچنین حوادث تلخی نباشیم. درموردانتخاب روزی به نام بهبهان هم فکرنمیکنم مخالفی داشته باشد.اما اینکه چه روزی باشدبسیار مهم است.به عقیده حقیربرای اینکاربایددبیرخانه ای متشکل ازصاحبنظران دارای دیدگاههاوسلائق مختلف تشکیل شود.پیشنهادات وحتی مقالات راتحویل بگیردوبعدازآن درنشستی گسترده ترموردارزیابی وتصمیم گیری شود. به هرصورت توجه وراهنماییای شما عزیزان مارادلگرمتر خواهدنمود.متشکرم.