درادامه مطلب علل وعوامل بیکاری، ابتدا لازم می دانم ازبذل توجه همکاران وهمشهریان محترم خصوصأ جناب دکترامانی ،آقای مهندس پیمان کاویانی و آقای مهندس آصفیتشکرنمایم.امیدوارم بتوانم در جهت بیان حقایق و ارائه راه حل های مناسب پاسخگوی الطاف و انتظارات ایشان باشم.البته این معضل بزرگ از زوایای مختلف قابل بررسی است . ما در قسمت اول به مقایسه آماری نرخ بیکاری بین استانهای کشور پرداختیم تا با موقعیت وجایگاه شهرمان بیشترآشنا شویم و دیدیم که استانهایی که نسبت به امکانات شهر و استان ما در سطح بسیار پایین تری قرار دارند از نظر رشد و توسعه و درصد بیکاری در جایگاه بسیار مناسب تری قرار گرفته اند.دوست عزیزمان مهندس پیمان درصد بیکاری را کمی بالاتر از آن که بنده اعلام نموده ام می دانند.به هرصورت برای محاسبه درصد بیکاری به آمار و اطلاعات دقیقی نیاز هست که چندان کمکی هم به بحث ما نمی کند.البته از نظر استانی گاهی درصد بیکاری در استان خوزستان را بیشتر از 17 درصد هم عنوان نموده اند.همانطورکه مهندس هم تایید کرده اند،مهم این است که این تعداد بیکار برای شهر فرهنگی ما زیاد است.بنده در آن قسمت عنوان دلایل پیشرفت دیگران و عقب ماندگی بهبهان را اعلام نمودم .در این قسمت به صورت مختصر و اگر بتوانم مفید،به عوامل مورد نظر خواهم پرداخت.
1-فرار مغزها را عنوان نمودیم.از مقایسه ای که در قسمت اول داشتیم به این نتیجه می رسیم که در توسعه اقتصادی،سرمایه انسانی و برنامه ریزی حرف اول را میزند.چرا که شهرهای پیشرو هیچکدام از نظر امکانات طبیعی موقعیت بهبهان را ندارند.تحقیقأ ما در پرورش نیروی انسانی در کشور حرف اول رامی زنیم ولی در جذب آنها ناتوانیم.چرا؟چون برنامه نداریم.کسی که تحصیلات عالیه دارد انتخاب اولش برای زندگی جایی است که :کار،آب و هوای مناسب، امکانات رفاهی،فرهنگی،آموزشی،ورزشی،حمل و نقل هوایی،ریلی و.....در دسترس داشته باشد.در بهبهان که به غیر از فرهنگ آموزش هیچکدام از اینها فراهم نیست.متخصص به چه امیدی ماندگار شود؟ چرا این ها فراهم نمی شود؟چون اراده ای قوی بین مردم برای تحقق این اهداف شکل نگرفته.
2-زمانی این اراده شکل می گیرد و تجلی می یابد که مردم ما بر سر منافع عمومی متحد باشند.زمانی این اتحاد حاصل می شودکه مدیر یا مدیرانی مبتکر،خلاق،دارای روابط عمومی قوی،با ازخود گذشتگی و برنامه ریزی دقیق مرزهای ساختگی و اختلاف برانگیز سیاسی را بشکنند و با ترویج شایسته سالاری بین مردم اعتمادسازی کنند.مردم را در امورات اقتصادی به صحنه بیاورند.برنامه های بلند مدت تدوین و عملیاتی کنند.بگونه ای که اگر مدیری هم رفت،برنامه پا بر جا باشد.
3-عدم استفاده بهینه از امکانات توسط مسئولین در ادوار گذشته.به نظر نمی رسد برای اثبات این موضوع دلیلی بهتر از وضعیت فعلی بهبهان وجود داشته باشد.اما چه باید کرد؟ بنده فکر میکنم هم اینک بهترین زمان برای تحقق این ایده است. چرا که نوع نگرش ،انگیزه و همفکری که در مدیران فعلی خصوصأ نماینده محترم ولی فقیه،نماینده محترم مردم بهبهان در مجلس شورای اسلامی و نماینده محترم دولت(فرماندار) وجود دارد میتواند زمینه ساز توسعه همه جانبه باشد. بدیهی است ساز و کار این تغییر رویه به ابزار و امکانات و برنامه هایی نیازداردکه در پست بعدی انشاالله به آنها خواهم پرداخت.