پیام سوم: آرمان ها وارزش ها را فراموش نکنید دو وضعیت درزندگی دنیا وجود دارد: وضعیت رئال یا وضعیت موجود ووضعیت ایده ال یا وضعیت مطلوب. ما ادم ها همیشه دربرزخی میان این دو اسیریم.
از یک سو انچه وجود دارد وهست کامل نیست و پراست از عیب و نقص و نداشته ها وازدیگر سو ادمیمطلق گراست و کمال طلب و بی نهایت جو لذا به انچه هست راضی نیست.
فرق ادمی بابقیه موجودان ارض و سما دراینست که انها دلخوش اند به وضع موجود خویش ودرپی بهبود ان نمی روند ولی ادمی قانع نمی ماند و انچه می خواهد نمی بیند و انچه می بیند نمی خواهد.
ایده ال ها وارزش ها راهنمای راه بشرند. یکی از اساتید می گفت ایده ال ها مثل علم الهدی یند. درزمان قدیمدر بیابان ها وبرسرراه کاروان ها درشب مشعل هایی روشن می کرده اند که به نام علم الهدی معروف است وخاصیت شان این بود که اگرچه مسافررا به مقصد نمی رساند ولی لاقل راه درست رابه او نشان می داد.
ایده الها نیزاگر چه ممکن است هیچ گاه محقق نشوند اما خوبی شان اینست که اولا معیار شناخت درست و نادرست اند ثانیا راه را به ادمی نشان می دهندکه از کدام طرف باید رفت.
غرق شدن در زندگی روزمره ادمی را ازایده ال ها باز خواهد داشت. پرداختن به حاشیه ها و مادیات هرچند که لازمه زندگی بشراست ولی بالاخره اگر مراقب نباشیم ما را از ارزش ها دور خواهد ساخت. عادت کردن به انچه هست خصلت ادمی زاد است لذا اگر معتادشد به انچه هست دیگر کمتر سراغ ایده ال ها را خواهد گرفت حتی ممکن است انها را دوربیندازد و انکار بنماید.
به زندگی تقی اصفی بنگرید. برخلاف اغلب ماها که زندگی مان با امور مادی مثل شغل فلان و حقوق فلان و مدرک فلان و خانه فلان و ماشین فلان تعریف می شود زندگی اصفی مرحوم با امور معنویعلم و دین و اخرت و انفاق و ازادگی تعریف می شود. او زندگی اش از جنسی دیگر ست تا بیاموزدمان که جوری دیگر نیز می توان زندگی کرد. عمرش را برسرارمان ها گذاشت. وقتی می نگری که حتی امورمادی زندگی اش براساس ارمان هایش تعریف می شود درعجب می مانی.ارمانش اگاهی بخشیدن بود لذا به معلمی روی اورد وحقوقی هم اگر داشت ازاین راه داشت.او درزرق و برق ها ولهو لعب های دنیا غرق نشد که ایده ال ها وارزش ها ازیادش برود.
بالاترین ایده ال ان ایده ال است که ما ان را برای خودش می خواهیم نه برای چیز دیگر وبه ان می گوییم هدف زندگی. ویژگی هدف زندگی اینست که کل فعالیت ها وکارهای ادمی را هماهنگ وجهت مند می کند. تقی آصفی تمام انچه کرده هدف مند است و گویی درراستای یک هدف واحد بنیادین است.تمام کارهایش درشعر و کلام وفلسفه وکلاس درس ومقاله نوشتن جهت دارد.
زندگی های بی هدف ، گتره ای و باری به هرجهت است اما زندگی باهدف و درراستای ارزش ها و ایده الها یک خط سیر مشخص دارد ازاول تا اخر.
گرایش به ارزش ها و ایده ال ها را همه ما داریم ، شدید یا ضعیف ولی کم اند انانکه نگذارند شعله ارزش ها دروجودشان نمیرد. اینان اگر پایش برسد جان خود را برسرارزش ها خواهند داد.ارزش ها اگر نباشند مرداب خواهیم شد. زندگی بی روح خواهد شد. درست مثل خودتقی اصفیکه نماد ارزش گرایی و آرمان گرایی بود وادمی بادیدن او ،با یاد وخاطره او به یاد ارزش ها وایده ال ها می افتد ولحظاتی چند هم که شده از این دنیا فراغت خواهد یافت.