چندی پیش دوست عزیزمان "بامداد" در بهبهان تیوا مطلبی نوشت با عنوان "باران که می بارد،تو می آیی!" که با استقبال خوبی از سوی بازدیدکنندگان مواجه شد و به واقع ثابت کرد که هر آنچه از دل بر آید،لاجرم بر دل نشیند..
بامداد از "باران" این نعمت الهی گفت که هم رحمت است و هم زحمت..
رحمتی که بر همه کس و همه چیز می بارد،بی انکه تفاوتی قائل شود..
بارانی که زمین را می شوید و به هوا لطافت می بخشد..
بارانی که می آید و می بارد و می شوید،اما رسوامیکند..
رسوا میکند هر آنکس را که مسئول است و مسئولیت ناپذیر..
مسئول است و سخن می راند و در عمل...نه
که به عمل کار برآید،به سخن دانی نیست..
چندی پیش،پس از مدت هایی مدید،باران،این نعمت لطافت بخش الهی در بهبهان باریدن گرفت...چه باریدنی...
در آن وضعیتی که باران سیل آسا باریدن گرفته بود باموتور!گشتی در شهر زدم..از وضعیت بحران زده ی شهر در آن وضعیت تاسف می خوردم..می دانم هر که در آن وضعیت مرا می دید انگ دیوانگی به من می زد،اما حس کنجکاوی مرا بیرون کشانده بود و حال از آنفلوآنزایی که پس از آن بیرون رفتن گرفتارش شدم شادمانم!
که با چشم خود دیدم چه بر سر بهبهان آمده..سیلابی که برق آسا کانال آبخروار را پر میکرد..
خیابان سیلو مملو از آب بود و ماشین ها در انتظار که سیلاب کم شود و بتوانند عبور کنند..
روبروی شهرداری و آتش نشانی رودخانه ی فصلی شده بود!و باز هم ماشین ها در انتظار فروکش کردن سیلاب تا بتوانند به راحتی عبور کنند..
جلوی زایشگاه،یکی دو ماشین آزانس زایشگاه در جوی آب افتاده بودند..
و...و...و....
اما باران که گرفت به سر مسیر خطول لوله گذاری شده ی فاضلاب که هنوز و هنوز و هر روز و هر روز بیشتر از دیروز زمین را به درون خود می کشد چه آمد؟یک تصویر گویا تر از هزاران حرف است...
آقای مسئول؟نظری به کوچه ی پشت فرمانداری انداخته اید؟
مسیر لوله گذاری فاضلاب را پس از بارندگی های اخیر خصوصا در خیابان تختی و علی الخصوص در کوچه ی پشت فرمانداری را می دانم حتما دیده اید.که چیزی نیست که از انظار پنهان بماند.گودال هایی که روز به روز عمیق تر می شود و امنیت رهگذارن و خصوصا وسایل نقلیه را به مخاطره انداخته است.
اما اقدام عملی جهت رفع این مشکل شده است؟اقدامی جز ریختن شن و ماسه؟!که در گودالهای ایجاد شده در کوچه ی مذکور _بعنوان نمونه ای کوچک_شن و ماسه ریخته شد و اما پس از چند روز آیا مجددا نگاهی به آن انداخته اید؟
اگر نه،پس خودم می گویم که نه تنها این اقدام موثر واقع نشد،که این شکاف های عمیق و عریض کل طول لوله گذاری شده ی کوچه را با خود به درون زمین کشید و عملا کوچه را به نیم کرد..
این یک نمونه ی بسیار کوچک.اما نظیر این فرورفتگی ها را در بسیاری نقاط دیگر نیز می توان دید.پشت پارک قائم و شکاف طولی ایجاد شده در وسط خیابان و باز هم مسیر لوله گذاری فاضلاب..مسیری چند ده متری که دراعماق زمین فرورفته و خیابان را با خود به درون گودال کشانده...
کوچه ی پشت اداره نوسازی مدارس و باز هم همان فرو رفتگی..
اگر به چشم نمی دیدم هرگز باور نمی کردم که پس از جایگذاری لوله ها،چه میزان خاک از محل خارج شد!که هر رهگذری را به سوال وا می داشت که پس از جایگذاری لوله ها و پر کردن گودال ها،این همه خاک اضافی از کجا آمده؟!جز این بود که این خاک ها از خود گودال ها برداشت شده بود؟مگر لوله های فاضلاب چه حجمی از زمین را اشغال می کردند که این همه خاک اضافه آمده بود؟!
خنده ام می گرفت از اینکه می دیدم اهالی برخی محله ها با خودروهای شخصی خود اقدام به تسطیح و کوبیدن گودال های حفاری شده می کردند!اما امروز به آینده نگری آنان تحسین می گویم!
مسئول کیست؟شهرداری؟اداره ی آب و فاضلاب؟یا پیمانکاران غیر بومی و دل نسوزی که لوله گذاری ها را بر عهده داشتند؟شاید هم فرمانداری که مسئولیت نظارت و هماهنگی دستگاه های اجرایی را بر عهده دارد؟
فرمانداری که حکم نماینده ی دولت را دارد،در این زمینه از مسئولین مرتبط بازخواستی کرده است؟پاسخگوی ماشین و موتور و دوچرخه و نه،حتی رهگذری که ناغافل زمین زیر پایش دهان باز میکند کیست؟
آیا از پیمانکار طرح بازخواست شده است؟ضمانت اجرای مطلوب طرح چه؟
جناب مسئول؟!دیگر از وضعیت بسیار نامساعد آبخروار نمی گویم که تصاویر خود گویای همه چیز است و خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل..
از لایه روبی مسیر منتهی به قسمت تسطیح شده ی کانال آبخروار،حد فاصل پل ساغلو تا پل نصر(پل سیلو)،آن هم در این فصل از سال نمی گویم،که روند مرسوم این بوده که در فصل گرم سال لایروبی می شد و لجن های برداشته شده از بستر کانال در مجاورت کانال خشک می شد و بعد انتقال داده میشد!
اما دیگر از کثافاتی که لایه روبی کانال مذکور در خیابان به بار آورده و وضعیت مشمئز کننده آن و لجن مال شدن کف خیابان و بیماری ها و عواقب ناخوشایندی که به دنبال خواهد داشت هم نمی گویم..!
نمونه ها زیاد است و اما از قدیم گفته اند که "مشت نمونه ی خروار است!"
جناب مسئول؟!پاسخگوی این سوالات و سلامت و امنیت شهروندان کیست؟!!... ویرایش شد: این تصاویر،امروز 21/10/88،از کوچه ی پشت فرمانداری تهیه شده است.
سلام صادق جان اگر خاطر تان باشد پارسال و در اوج تبليغات مسوولين شهر بهبهان براي طرح كانال آب خروار مطلبي در همين سايت درج كردم با نام احمقانه ترين سيل دنيا كه از سيل رودخانه قمرود كه چند سالي بود به پاركينگ تبديل شده بود ميگفت. در همان پست از شباهتهاي طرح آب خروار بهبهان و پاركينگ ردوخانه قمرود و احتمال تكرار اين واقعه احمقانه در بهبهان گفتنم اما كو گوش شنوا. چه آسان سرمايه هاي ملي و منطقه اي فداي بي تدبيري و بي مسووليتي مسوولان و پيمانكاران ميشود.
سلام و درود حامد جان شما لطف داری.من هم امید وارم.. پیمان عزیز میگویند تاریخ تتکرار میشود و حادثه ی قمرود در بهبهان تکرار شد! نمی دانم پاسخ مسئولین جهت هدر رفتن زیر ساخت های هزیزنه شده چیست؟ از زیر سازی کانال فقط سنگ و قلوه های کف مانده و شن و ماسه ها در بالادست ته نشین شد... می دانم مسئولین امر به خوبی می بینند،اما اینکه نه عذر خواهی و نه توضیح قانع کننده ای ندارند باعث شگفتیست.. گرچه تا مردم نخواهند و نپرسند بهبهان همین است و بدتر هم خواهد شد...
# نويسنده : علی کنکوری |
زمان ارسال : 21/10/1388 - 02:01
علی کنکوری سلام . روز همگی به خیر خوشا به غیرت شما عزیزان که به فکر شهر و شهروندانتان هستید . همچون کسانی که به فکر بهبهان و بهبهانی بودند و رفتند . زنده یاد تقی آصفی . حاج جعفر گله دار زاده . سید محمد سید و غیره البته شما ها هم هستید . امیدوارم تا رسیدن بهبهان به جایگاهی که باید باشد و نیست یک لحظه نایستید . من هم گهگاهی مطالب شما را می خواندم حتی نظراتی کوتاه و بلند گرچه با نامهای مستعار می دادم .اما به قول شاعر دیگه تو داری از قافله دور می مونی . پس نمی خوام هی پشت کنکور بمونم . البته باز هم با شما خواهم بود .اما شاید بعد از کنکور خدا حافظ همگی ... مواظب خودتون همچنین شهر و شهروندان باشین . در پناه حق باشید . انشالله .