به قلم سرکار خانم سعادتی_کارشناس ارشد مدیریت محیط زیست_:
سالها پیش از این که دانش آموز نوجوانی بودم، از کنار کانال آبخروار که می گذشتم، سرسبزی نیزار متراکمش و تردد سمور و موش خرما برایم زیبا و جالب بود. بعد از آن بود که خواندم و فهمیدم که نیزار جایی ایجاد می شود که فاضلاب باشد و آب های آلوده ی پساب انسانی! اما امروز دیروز نیست، جوان امروز می خواند و می داند و زیبایی را از پلشتی و چرک تشخیص می دهد، جوان امروز شهروندی است که عزت نفسش بر نمی تابد که فکر و زندگی و سلامتی و حتی چشم اندازهای بصری اش را لجن مال کنند، عکس العمل نشان می دهد، نقد می کند و کوتاهی های بزرگترها که زیر سایه تعارفات مانده است را به چالش می کشد.
این دغدغه، این مسوولیت پذیری ، این روشن بینی که در "صادق ها" می بینم نمی گذارد آفرین نگویم و امیدوار نباشم به آینده ای متفاوت از آنچه اینک هستیم.
اما هنوز نگرانی ما از عملکرد بزگترها بجاست، عملکردی که این جوان ها را نگران و پریش می کند... اینبار بحث لایروبی کانال آبخروار است. کانال آب خروار که از بخش شمالی شهر عبور می کند ، هم مسیل است و هم کانال فاضلاب شهری. لجن های فاضلاب شهری و رسوبات سالیانه ی سیلاب ها، ایجاب می کند که سالانه بطور مستمر این کانال لایروبی شود. چگونگی انجام لایروبی ، نه از لحاظ تکنیکی سخت است و نه از لحاظ بهداشتی و زیست محیطی پیچیده؛ اما از آنجا که ما عادت کرده ایم هر کاری را به ساده ترین و ارزان ترین شکل انجام دهیم، متاسفانه از بحث کیفیت دور می مانیم. بهمین دلیل است که شاهد هستیم لایروبی کانال که باید موجب مسرتو خوشحالی ساکنین شهر و خصوصا محله های اطراف آن باشد، بیشتر موجب رنجش و نگرانیشان از بروز بیماری های میکروبی و تنفسی شده است.در خیابان های محدوده ی کانال علاوه بر بوی تعفن شدید،لجن های پراکنده به چشم می خورد چراکه حمل لجن به درستی صورت نمی گیرد و از کمپرسی های معمولی برای لایروبی استفاده می شود!
بعید است که مسئولین شهرداری ندانند که لجن های این کانال حاوی فاضلاب ناشی از شستشوی آشپزخانه و حمام و حتی بیمارستان ها و مراکز درمانی است،و بعیدتر! است که به حساسیت بروز بیماری های فراوان از این طریق معترف نباشند! بنابراین سوال پررنگ تر می شود که نقش نظارتی شهرداری بر عملکرد پیمانکار مربوطه چیست؟ پیمانکاری که در مفاد قراردادش دارد:« پیمانکار موظف است کلیه استانداردهای زیست محیطی منطقه را در کلیه ی عملیات اجرایی خود بطور کامل و جامع لحاظ نماید..» و « پیمانکار بایستی نیسان جک دار خود را کاملا ایزوله نموده تا در هنگام حمل لجن یا مازاد بدست آمده هیچگونه آلودگی محیط زیست را بوجود نیاورد..» و ...
آیا در صورت عدم انطباق عملیات پیمانکار با استانداردهای لازم- که در حال حاضر چنین است- پیگیری از طریق ناظر و کارفرما صورت می گیرد یا اصلا ناظر و کارفرما استانداردهای زیست محیطی مربوطه را نمی دانند؟ بدین ترتیب آنکه در مظان اتهام قرار می گیرد، شهرداری است و آنکه در معرض خطر است مردمی که چه بسا حقوق خود را نمی شناسند و قدرت دفاع از آن را ندارند!
«جوان صادق» ، «صادق جوان» نکته زیاد است و جمع بندی مشکل،بحث بی لیاقتی یک دایره ی شهری نیست ، سخن از یک کلاف بزرگ و پیچیده است که سرش آن بالا بالاها گم شده است. شاید اگر از شهرداری بپرسیم پیمانکارش چرا از ماشین لجن کش برای لایروبی استفاده نمی کند، از ما بخندند و بگویند مگر همچنین ماشینی هم هست؟ و احتمالا از بودجه ای که می تواند باشد و نیست! و حرف اول و آخر را در سیستم اداری ما می زند، بهانه می آورند... هرچند شهروندان دیگر نه به بها و نه به بهانه قانع نمی شوند و پاسخ می خواهند!
دورد بر شما نظری را برای این مطلب نوشته بودم که بدلیل طولانی شدن ترجیح دادم در قالب پستی به ضمیمه ی این پست آن را وارد کنم. امیدوارم پرداختن به این مساله ی حیاتی آنقدر ادامه یابد تا شاهد عملی شدن اقداماتی جهت برون رفت ازین وضعیت قرون وسطایی باشیم..
سلام. نگارش شیوای خانم سعادتی ارزشمند است. وجود کانال آب خروار در شهر بهبهان نه تنها معضل نیست که میتواند فرصتی برای فضا سازی های مناسب شهری در قلب شهر بهبهان باشد ، شاید اشکال از نحوه تعریف این مسیل به عنوان مسیر عبور فاضلاب ناشی شود. براستی چرا بهبهان فاقد فاضلاب زیر زمینی است ؟ یا چرا درحالی که شهرهای درجه 3 و 4در کشور ما دارای فاضلابهای زیر زمینی هستتند بهبهان را باید با فاضلابهای سطحی نظاره گر باشیم. مدیران شهری بهبهان طی سال گذشته با تبلیغات فراوان از اصلاح وضعیت آب خروار سخنها گفتند اما سطحی نگری آنها نسبت به این موضوع و هزینه شدن صدها میلیون تومان جهت تغییر شکل آن نه تغییر ماهیت آن نه تنها تاثیری در وضعیت بهداشتی و زیست محیطی این محل عبور سیلهای فصلی بهبهان نداشته که مایه ماندن حسرت در دل ما نیز شده است.