قبل از هر چیز از آقای مهندس قناطیر که یاد آور تلاشهای هرچند بی نتیجه در بحث نفت و حقوق نادیده گرفته شده بهبهان از این منبع ارزشمند طبیعی، بودند ، تشکر کنم .
اما چرا تلاشهای چهار سال گذشته جمعی از وب نویسان بهبهانیدر به نتیجه رساندن این موضوع مهم بی ثمر شد ؟
خلاصه ای از اقداماتی که در این زمینه صورت گرفت و در جای خود اقدامات ارزشمندی نیز بود فهرست میشود تا شاید هم اندیشی ما راههای تازه ای را برای پیشبرد این موضوعفرا روی ما قرار دهد.
1- شاید اولین اقدام رسمی که جهت مطرح کردن حقوق ضایع شده بهبهان در بحث منابع نفتی آنانجام شد ، انتشار مقاله ای با نام " میدان جوانمردی بهبهان به نفت رسید " در سایت بشیر نذیر و بهبهان وب بود که با تلاشهای صادق آصفی این مقاله به مراکز و مراجع مختلف ارجاع داده شد تا شاید آنان نیز همنوا با ما حق خدادادی ما را فریاد بزنند .اما دریغ .....
2- دیدارهایی که با فرماندار سابق بهبهان و معاون وقت ایشان ( فرماندار فعلی بهبهان) جهت کمک طلبیدن از فرمانداریو قانونی بودن اقدامات بعدی در این زمینه انجام شد .
3- تهیه لوگوی" حق قانونی بهبهان در زمینه بهره مندی از منابع نفتی خود " از سوی سایت بهبهان وب وقرار گرفتن آن در صفحات وبلاگ همه وب نویسان بهبهانی علاقه مندبه موضوع
4- تهیه نقشه مناطق نفتخیز بهبهان که با همه تجزیه ها و تقسیمهای که طی 70 سال اخیر بر بهبهان رفته کماکان در حوزه جغرافیایی بهبهان قرار دارند .
5- تلاش های صادقانه بامداد ممتازان و کورش قناطیر جهت مطرح کردن این بحث در جلسات شورای اصلاح طلبان بهبهان
6- همه تلاشهای فوق الذکر قرار بود به تهیه طوماری که متن آن به زیبایی و رسایی هر چه تمامتر از سوی یکی از علاقمندان راستین شهرمان نوشته شده بود ، منتهی شود که به دلایل گوناگون این مهم انجام نشد.
تلاشهای فوق در حالی انجام میشد که فرصتهای کم نظیری نیز در مقابل ما قرار گرفته بود . انتخاب آقای جشن ساز با تعلقاتی که نسبت به بهبهان داشت به سمت مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران یکی از بزرگترین فرصتها جهت طرح این موضوع در مجامع تصمیم گیری شرکت نفت بود.
اما چرا این تلاشها حتی به تهیه طوماری که مد نظر بود منتج نشد؟
به نظر من یکی از دلایل اصلینداشتن هیچ گونه پیش زمینه ذهنی از مناطق نفت خیز بهبهان در فکر و ذهن مردم و مسوولین شهر بهبهان بود. سالهای سال مناطق نفت خیز را با نام گچساران و امیدیه شنیده بودیم و از وجود مناطق ارزشمند نفت خیز در پهنه جغرافیایی شهرمان بیخبر بودیم . از تجزیه شهر بهبهان به بهانه تاسیس شهرهای نفت خیز بی اطلاع بودیم . اکنون به یکباره مطالبی در زمینه حق طبیعی بهبهان از منابع نفتخیز آن مطرح میشد و آنچه در ذهن همه ما در زمینه مناطق نفت خیز نقش بسته بود به چالش کشیده میشد .
بعضی نیز مخالف بودند ، اما دلیل مخالفت : تبعات اجتماعی و فرهنگی نفتخیز شدن برای بهبهانسنگین است!!!!!!
نفت خیز شدن به معنی تغییر هنجارها و ارزشهای حاکم بر فرهنگ مردم بهبهان تعبیر شد و این شد دلیل مخالفت.
به هر روی طرح این موضوع برای به ثمر نشستن به زمان بیشتری برای جای گرفتن آن در ذهن و اندیشه لایه های اجتماعی تاثیر گذار شهرمان نیاز داشت که با تذکر های به جای آقای قناطیر امیدوارم یکبار دیگر با همتی والاتر در راستای اهدافی که فرزاد صدری در زمینه لزوم تاسیس بنیاد توسعه بهبهانذکر کرده اند بتوان حق طبیعی و خدادادی ساکنین بهبهان در زمینه منابع ارزشمند نفتی را خواستار شد.
استمرار خواسته ها یکی از شروط مهم تحقق آنها است همین که به لطف شما و دیگر بزرگوارانی که اسم بردید خواسته های به حق مردم تکرار و یاد آور می شود می توان برای حصول نتیجه امیدوار بود - البته استحضار دارید که اینگونه خواسته ها معمولا با لابی های سیاسی به نتیجه می رسد اما در شرایطی که احزاب کارکردی که باید را ندارند و در شرایطی که منتقدین را معاند می نامند احقاق حقوق مردم کمی دشوار به نظر می رسد شاید بتوان برخی اهداف را در قالب تشکل های غیر سیاسی بهتر پیش برد از همین جهت بود که من مثلا به جای حزب توسعه بهبهان گفتم بنیاد توسعه که فردا روزی به بهانه حزب و حزب بازی ما را از خود نرانند اگرچه این روزها سرفه کردن یک مریض عادی را نیز سیاسی تعبیر می کنند اما حداقلش این است که شما نام حزب را ندارید - فضایی که وب نویسان جهت روشنگری افکار عمومی و پیگیری خواسته ها بوجود آورده اند فضای بسیار خوبی است اما باید آن را به خارج محیط مجازی نیز منتقل کرد - فضایی که حتی مردم در دید و بازدید های نوروزی نیز گرفتارش شوند - این فضا می تواند بوسیله انتشار نشریات و برنامه های مردمی که بنیادی مثل بنیاد توسعه بهبهان جرا می کند بوجود بیاید - بنیادی که فعالترین کمیته آن کمیته جوانان و کمیته فرهنگی اش است -افکار ترقی خواهانه و نوآوری که تحصیلکردگانی چون پیمان ها و،صادق ها،بامدادها کوروش ها و ...در فضای مجازی ارائه می دهند باید به توده های مردم منتقل شود وگرنه تا این دغدغه های درست از پشتیبانی مردمی برخوردار نشود به نتیجه رسانده آن سخت و مشکل است - دغدغه پیمان و مباحث بسیار خوب ایشان در زمینه نفت را باید مردم لمس و درک کنند، در این شرایط است که آنها انتخاب نماینده گانشان را در شورا و مجلس با حساسیت بیشتری دنبال می کنند - در این صورت مردم نا آگاهانه به احزاب و یا تبلیغات رای نخواهند داد که بهبهان امروز باید و باید در مسیر دانایی قرار بگیرد مسیری که می توان امیدوار بود با تشکیل بنیاد توسعه بهبهان به عصر دانایی منجر شود - در پایان تکرار می کنم وقتی دارای تشکیلاتی شدیم این تشکیلات می تواند با صدور بیانیه که البته در میان شهروندان توزیع خواهد شد به آگاهی سازی عمومی کمک شایان توجه ای کند -در پایان به سهم خود به عنوان یک شهروند از پیگیری های مجدانه پیمان عزیز در خصوص مباحث نفتی تشکر می کنم حتی معتقدم جامعه وب نویسان در ایام تعطیلات نوروز به همین بهانه از جناب کاویانی در مراسمی تقدیر بعمل آورد.
با تشکر از فرزاد صدری و نظر لطف ایشان به اینجانب. استمرار و اصرار بر خواسته ها در شرایط فرهنگی کشور ما یک اصل مسلم در رسیدن به خواسته هاست . در زمینه حصول به نتایج در زمینه مواردی چون حقوق نادیده گرفته شده یک جامعه نیز پیرو سخنان شما که از تاثیر لابی های سیاسی گفته اید و البته فشار افکار عمومی من به شخصه نیز با آن موافقم . افکار عمومی و نوع حساسیت آن به موضوعات مختلف مسئله ایست که در دنیای امروز تاثیر آن برای پیشبرد اهداف سیاسی و حتی نظامی دولتها به اثبات رسیده است. البته بحث افکار عمومی هم با گسترش فناوری ارتباطات و افزایش اطلاعات جوامع از وقایع پیرامون بسیار پر رنگ تر شده است. اما تحریک افکار عمومی بهبهان برای فریاد زدن حقوق خود شرایط خاص خود را دارد. بهبهان از زمانهای پیش فاقد شبکه های اجتماعی قدرتمند بوده است. حتی در زمانی که مساجد نقش یک شبکه قدرتمند اجتماعی را در جوامع ایرانی بازی میکرده است در بهبهان این شبکه قدرتمند مذهبی - اجتماعی نقش متناسب با دیگر شهر ها را نداشته است . اکنون نیز با خلا اینگونه شبکه ها که افکار جمعی مردم را متمرکز و در یک جهت قرار میدهند روبرو هستیم. اینترنت اگر چه فرصتی برای پر کردن این خلا به وجود آورده است و حضور ما د رپایگاههای اینترنتی و نوع ارتباط ما با هم که خبر از شکل گیری این نوع شبکه های اجتماعی در شهر ما میدهد اما تارسیدن به سرمنزل مقصود راه زیادی باید طی شود. خلاصه کلام اینکه برای انتقال موضوعات مهم به سطح افکار عمومی باید در جستجوی راههای موثر تر و سریع تری باشیم. البته انتقال به تنهایی کافی نیست و پس از مرحله انتقال یک موضوع به سطح افکار عمومی بحث تحریک پذیری افکار عمومی و حساسیت آنان نیز باید مد نظر قرار گیرد.
با درود به پیمان همیشه بیدار و فرزاد صدری بزرگوار لازم می دانم دیگربار،تلاش های صادقانه و خالصانه ی شما در راستای معرفی داشته ها و نیاز بر حق بهبهان در خصوص بهره مندی از این داشته ها را ارج نهم و بر نظر فرزاد صدری عزیز صحه گذارم که تقدیر از تلاش های خالصانه ی شما خصوصا با وجود اینکه دور از بهبهان هستید و برای بهبهان می نویسید و فریاد مظلومیتش را می رسانید،وظیفه ی ماست.. پیمان عزیز تلاش هایی که صورت گرفت،شاید به ظاهر بی نتیجه بود و نتیجه ی عملی و اجرایی به دنبال نداشت،اما فراموش نمی کنم که در همان برهه ای که بحث نفت و جمع آوری امضا و لوگوی شرکت نفت پیش آمده بود مشتاقان زیادی به ما پیوستند و با شور و شوق فراوانی اقدام به امضای طومار اولیه می کردند.میگویم زیاد،از آن جهت که انتظار اولیه ی خودم در استقبال از بحث نفت،با توجه به مساله ای که شما نیز به آن شاره کرده اید و نبود اطلاعات کافی و پیش زمینه ی ذهنی در این خصوص،بسیار کمتر از این بود. پیمان عزیز،پاسخ های سرد و دلسرد کننده ی معاون وقت فرماندار را فراموش نمی کنم،اما استقبال گرم و دلگرم کننده ی بهبهانی ها و علی الخصوص نسل جوان آن،آتشی بود که بر آن فضای دلسرد کننده حاکم شده بود.. هنوز متن امضا شده ی طومار اولیه را دارم..و لازم می دانم جهت شروع مجدد این خواسته ی رو به خاموشی رفته از همین مطلب شروع کنیم.. "میدان جوانمردی گچساران به نفت رسید" را دیگر بار منتشر کنید.اطلاعات مربوط به اقدامات صورت گرفته و تغییرات حاصل شده در بحث "نفت و بهبهان" را به روز کنید..این بار مصمم تر و محکم تر..که جوان امروز بهبهان،آگاه تر از جوان سال های گذشته شده.جوان امروز بهبهان در همین پایگاه های وب نویسان خوانده که دیگر شهرها چگونه به دفاع از خواسته های بر حقشان برخاسته اند.خوانده که بهبهان فرمانداری ویژه داشته و امروز به اینجا رسیده.خوانده که بهبهان تکه تکه شده و امیدها برای رساندن حقوقی که از آن ضایع شده کمرنگ تر.اما هنوز امید هست.. فرزاد صدری عزیز "انجمن توسعه بهبهان" را کلید زد..شما نفت را...مهندس قناطیر بزرگ و بامداد عزیز پیگیری های خالصانه ای داشتند...چشم انداز آینده ی بهبهان را اندکی روشن تر از امروزش می بینم... شاد باشید و سرسبز
با سلام و درود فراوان به ارجان و ارجانیان و تشکر از عزیزانی که به فکر ابادانی و برگرداندن حقوق صلب شده این خطه گرانبهای تاریخی هستند و ابراز تاسف برای اندسته از مسئولانی که مسئول این خیانت های گران در حق مردم این شهر شدند وانان که بی توجه از کنار ظلم های که در حق جوانان این دیار فرهنگ وهنر شده میگذرند. به امید پیشرفت روز افزون. edris